روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٧ - ترجمه
اين آيت بفرستاد[و] [١]گفت:بگو اى محمّد اگر شما به دعوى مسلمانى بىمعنى [٢]قناعت كردهاى [٣]يا اختيار جهودى [٤]و ترسايى بر مسلمانى كردهاى،من اسلام آوردم [٤٠٨-پ]و تن بدادم و انقياد كردم [٥].
فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّٰهِ ،و براى آن روى را اختصاص داد كه شريفترين اعضاست و حواسّ پنج [٦]بر اوست،و چون روى خاضع و فرونهاده شد كارى را دگر اعضا نتواند تا ابا كند [٧]. وَ مَنِ اتَّبَعَنِ ،و آنان كه پسروان منند هم اين كردند كه من كردم از استسلام و انقياد.
و گفتهاند:مراد به«وجه»نيّت است و قصد،چنان كه شاعر گفت:
استغفر اللّه ذنبا لست محصيه
ربّ العباد اليه الوجه و العمل
و گفتهاند:«وجه»جانب و جهت است،و آن نيز هم بر [٨]مجاز باشد چنان كه گويند:خرجت لوجه كذا،اى لجانبه [٩]،و منه قوله: يُرِيدُونَ وَجْهَهُ [١٠]...،يعنى جانبه بمعنى رضاه،و كذا قوله: إِلاَّ ابْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلىٰ [١١]،و اين به استقصاء در سورة البقره برفت.
بعضى قرّاء خواندند [١٢]:«و من اتّبعني»به اثبات«يا»بر اصل،و باقى قرّاء خواندند [١٣]:[بلا ياء اكتفاء] [١٤]بالكسرة عنها،كما قال:فهو المهتد،قال الشاعر:
كفّاك كفّ ما تليق درهما
جودا و اخرى تعط بالسيف الدّما
و از حق او آن است كه تعطي گويد براى آنكه در كلام جازمى نيست.
وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ ،اهل كتاب را بگو، وَ الْأُمِّيِّينَ ،يعنى عرب را-و
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .وز:دعوى مسلمانى اى يعنى.
[٣] .فق،مب،مر:كرده.
[٤] .مر:يهودى.
[٥] .اساس كه نونويس است:دگر نمودم،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،مب،مر:پنجگانه.
[٧] .اساس كه نونويس است:دگر اعضا ابا نتواند كرد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:لجانب كذا.
[١١] [١٠] .سوره كهف(١٨)آيه ٢٨،آج،لب،فق،مب،مر: يُرِيدُونَ وَجْهَ اللّٰهِ .
[١٢] .سوره ليل(٩٢)آيه ٢٠.
[١٣] .همه نسخه بدلها:خوانند.
[١٤] .در اساس كلمه محو شده است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.