روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٠ - ترجمه
[فتنه] [١]باشد.و گفتهاند:طلب عاقبت و ما يؤول اليه امره از [٢]حديث حساب جمّل و مدّت ملك امّت رسول از آن استخراج كردن [٣]-چنان كه برفت-بيانش: ذٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً ،اى عاقبة،و نصب هر دو اعني«ابتغاء» [٤]بر مفعول له است.
آنگه حقتعالى گفت:تأويل آن من دانم، وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ ،تأويل آن جز خداى نداند،و آنان كه در علم ثابت قدم باشند و پاى بر جاى باشند.من دانم و آن كسى كه از من داند،راسخان علم[علم] [٥]از او گرفته باشند،در علم ثابت قدم باشند،در علم قدمى و قدمى دارند،در آن دست و پاى دارند،از دست بسطت و از پاى ثبات،آنچه گويند از بصيرت گويند.
مفسران در نظم آيت و حكم او [٦]خلاف كردند:عروة بن الزّبير گفت و عائشه و طاوس عن ابن عبّاس كه:«واو»في قوله: وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ،«واو»استيناف است و وقف كردند عند قوله: إِلاَّ اللّٰهُ ،و گفتند:كلام تمام شد اين جا،و معنى آيت آن است كه تأويل آيات [٧]متشابه كس نداند مگر خداى-عزّ و جلّ.فامّا راسخان علم گويند: آمَنّٰا بِهِ ،چنان كه«و الرّاسخون»مبتدا باشد،و«يقولون»خبر او بود.
آنگه تفسير متشابه بر علم ساعت و فناى دنيا و خروج دجّال و خروج يأجوج و مأجوج است [٨]و خروج مهدى و علم روح و علوم [٩]غيب دادند [١٠]،گفتند:اين چيزها آن است كه كس نداند مگر خداى،و چون راسخان علم از اين قاصرند،به زبان عجز و قصور مىگويند: آمَنّٰا بِهِ ،ما ايمان آورديم به اين جمله از محكم و متشابه،همه از نزديك خداست هم محكم و هم متشابه.
و گفتند:ممتنع نباشد كه چيزهايى بود كه خداى تعالى به علم آن مستأثر بود و
[١] .در اساس كلمه محو شده است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .دب،آج،لب،فق:و آن.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:كردند.
[٤] .اساس+و تأويلا،با توجّه به وز،مج زايد مىنمايد.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .همه نسخه بدلها:آن.
[٧] .اساس:آيت،با توجّه به مج تصحيح شد،آج،لب،دب،فق،مر+و.
[٨] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .مج:علم.
[١٠] .اساس كه در اين مورد نونويس است:دانند،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.