روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٦ - ترجمه
گفت:اگر خداى [١]ما را به اين بگيرد ما هلاك شديم.آنگه بگريست به آواز بلند.
من اين حكايت با عبد اللّه عبّاس بگفتم،او گفت:رحم اللّه ابا عبد الرّحمن،ندانست كه اين حكم منسوخ است بقوله: لاٰ يُكَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا [٢]،كار وسوسه و تكليف از مكلّفان بر داشتند،و كار با قول و عمل افتاد،و اين قول ضعيف است براى چند وجه را:
اوّل آنكه:نسخ در اخبار نشود،مگر خبرى [٣]كه متضمّن امرونهى باشد،امّا چون خبر محض باشد،نسخ را در او مجال نبود.
دگر آنكه:از حكيم نيكو نبود كه تكليف ما لا يطاق كند في حال من الاحوال و لو ساعة واحدة،با تظلّم [٤]متظلّمان و استغاثه مستغيثان منسوخ كند.
امّا قوله تعالى: وَ إِنْ تُبْدُوا مٰا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحٰاسِبْكُمْ بِهِ اللّٰهُ ،متناول باشد اعتقادات و ارادات و كراهات را كه امرونهى به آن تعلّق دارد.
فامّا آنچه در مقدور بنده نيايد من خطور الشّىء بالبال و آنچه از باب تمنّى و شهوات باشد،و تكليف متناول نبود آن را،آن در تحت اين آيت نيايد و از اين خارج بود لدلالة العقل،و به هيچ حال مقتضى عقل براى خبر واحد رها نكنند.
فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشٰاءُ ،آن را كه خواهد بيامرزد از آنان كه مستحقّ عقاب [٥]باشند [٣٨١-پ]،و اين دليل كند كه خداى را تعالى هست كه عفو كند گناهكار را.
وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشٰاءُ ،و عذاب كند آن را كه خواهد و اگر مستحق را عذاب كردن از مواجب [٦]بودن تعليق آن كردن به مشيّت نيكو نبودى،چه كارى [٧]به مشيّت بازبندند كه فاعل در آن مخيّر بود،خواهد كند و خواهد نكند.
و عقاب فساق به نزديك اهل وعيد چنين نيست،و آنچه گفتيم[در آنكه ] [٨]آيت محكم است و منسوخ نيست قول قومى است از اهل معانى كه گفتند:دل را نيز فعلى هست كه حوالت بدوست في قوله تعالى: بِمٰا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ [٩]،پس قديم-
[١] .تب:افتادگى دارد،ديگر نسخه بدلها+تعالى.
[٢] .سوره بقره(٢)آيه ٢٨٦.
[٣] .مج،وز،فق:چيزى.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:به ظلم.
[٥] .مج:عذاب.
[٦] .لب:از او واجب.
[٧] .مج،وز،دب،آج:كار.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[٩] .سوره بقره(٢)آيه ٢٢٥.