روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٥ - ترجمه
قتاده و ربيع گفتند:سبب نزول[آيت] [١]آن بود كه چون مردى را كارى افتادى در قبيله بزرگ مىگرديدى [٢]تا كسى گواه شود،كس گواه نشدى،خداى تعالى آيت فرستاد و نهى كرد مردمان را ازآنكه [٣]ابا كنند از تحمّل شهادت.
شعبي گفت:اگر كسى دگر باشد كه گواه شود او مخيّر است در تحمّل شهادت،خواهد گواه شود و خواهد نشود،و چون كسى دگر نباشد كه گواه شود واجب است او را تحمّل شهادت كردن.و عطا و عطيّه و بيشتر مفسران گفتند:او مخيّر است در تحمّل شهادت،خواهد گواه شود،و خواهد نشود.
ابو مرّه [٤]گفت:حسن بصرى را پرسيدم [٥]از اين مسئله،گفت:تو مخيّرى، خواهى گواهى شو [٦]خواهى مشو.
بعضى دگر مفسران گفتند:آيت در اقامت شهادت است و اداى آن،و اين قول مجاهد و عطا و عكرمه و سعيد جبير و ضحّاك و سدّى است،و امر به اقامت شهادت على الوجوب باشد الّا عند عذرى واضح يا ضرورتى مانع.و عامر گفت:مرد [٧]چندان مخيّر است [٨]تا گواه نشود [٩]،چون گواه شد [١٠]در اداى گواهى مخيّر نباشد [١١].
حسن بصرى و سدّى گفتند:آيت وارد است در هر دون معنى در تحمّل و اداء و از اين مانعى نيست،و اين در فايده عامتر است [١٢]. وَ لاٰ تَسْئَمُوا ،ملال [١٣]و ضجارت منماى،يقال:سئمت الشّىء اسأم [١٤]سأمة،قال زهير [١٥]:
سئمت تكاليف الحياة و من يعش
ثمانين حولا لا ابا لك يسأم
و قال لبيد:
و لقد سئمت من الحياة و طولها
و سؤال هذا النّاس كيف لبيد
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .تب:مىگردندى،ديگر نسخه بدلها،مىگرديدندى.
[٣] .تب+گواهى را.
[٤] .كذا:در اساس با تب،آج،لب،فق،مر:ابن جرير،مج،وز،دب:ابو حرم،مر:ابن حريم.
[٥] .همه نسخه بدلها بجز تب:پرسيدند.
[٦] .همه نسخه بدلها+و.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مردان.
[٨] .مب،مر:مخيراند.
[٩] .همه نسخه بدلها بجز مب:نشد.
[١٠] .مب:شدند.
[١١] .اساس كه در اين مورد نونويس است:نيست،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .تب+قال اللّه تعالى.
[١٣] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:املال.
[١٤] .همه نسخه بدلها بجز تب:اسأمه.
[١٥] .تب+شعر.