روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٣ - ترجمه
كس و الّا [١]مرا خبر دهى.
قوله: أَنْ تَضِلَّ إِحْدٰاهُمٰا ،حمزه خواند:«ان تضلّ»به كسر«الف»على الشّرط. فَتُذَكِّرَ به رفع [٢]،و«تضلّ» [٣]جزم باشد به«ان»،و لكن ظاهر نمىشود براى ادغام،و رفع«تذكّر»براى«فا»است،كقولك:ان تكرمني فاكرمك،على تقدير:
فانا اكرمك.و دگر قرّاء به فتح«ان»خوانند و نصب«تضلّ»و«تذكر»به عمل آن.
و در معنى آن چند قول گفتند:سيبويه گفت:محلّ آن جرّ است به«لام» مقدّر،و تقديره [٤]:لان تضلّ،براى آنكه چون ضال شود،يعنى ناسى و ضلال اين جا به معنى نسيان است،يكى از ايشان آن ديگر [٥]را ياد دهد [٦].و اگرچه غرض ضلال [٧]نيست اذكار است به حكم آنكه اذكار عند ضلال باشد كه نسيان است آن را چون معروض [٨]و مقصود،[كرد]،چنان كه يكى از ما گويد:اعددت الخشبة ان يميل الحائط فادعمه.و غرض از اعداد چوب ميل ديوار نباشد،دعم و به بازگرفتن او باشد، و لكن چون دعم عند ميل باشد ميل را غرض كرد.
و فرّاء گفت:از جمله مقدّم مؤخّر كلام است و معنى بر تقديم و تأخير مستقيم شود،چنان كه يكى از ما گويد:يعجبني ان يسأل سائل فيعطى،به عجب آرد مرا كه سائل چيزى خواهد بدهندش.و اعجاب در عطا باشد در سؤال سايل نباشد،پس تقدير آيت اين است كه [٩]:ان تذكّر إحداهما الاخرى ان ضلّت،براى آنكه تا ياد دهد يكى ديگر را اگر [١٠]فراموش كند،و مثله قوله:
[١] .اساس:تا،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است+را،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .تب و ديگر نسخه بدلها+محل و تضل.
[٤] .همه نسخه بدلها:تقدير اين است.
[٥] .تب،مج،وز:از ايشان آن يكى اين ديگر،دب،آج،لب،فق،مب مر:از ايشان از يكى اين ديگر.
[٦] .همه نسخه بدلها:ياد دهند.
[٧] .اساس كه نونويس است:اضلال،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .تب،مج،وز:مفروض،چاپ شعرانى(٤١٥/٢):مغروض.
[٩] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .اساس كه در اين مورد نونويس است:كه،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.