روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٠ - ترجمه
باشد،رجم بايد كردن او را.
و اگر دو مرد و چهار زن گواهى دهند بشنوند و لكن رجم نكنند،حدّ زنند حدّ [١]زانى.
و اگر يك مرد [٢]و شش زن گواهى دهند [٣][قبول نكنند] [٤]و همه را حدّ مفترى بزنند.
و گواهى زنان در قتل و قصاص بشنوند چون مردان با ايشان باشند،همچنان كه در اموال.
اگر مردى و دو زن گواهى دهند بر قتل و[بر] [٥]جراح مقبول باشد.
و در دين چون مردى گواهى دهد و دو زن بشنوند،چون دو زن گواهى دهند يا يك مرد،مدّعى سوگند خورد تا به جاى يك گواه باشد و حاكم به آن حكم كند،و اين مذهب اهل البيت است خاصّ.
مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدٰاءِ ،يعنى آنان كه مرضى باشند در ديانت و امانت و كفايت،و مراد آن است كه مسلمان باشند و ظاهر ستر و مرتكب چيزى نباشند از قبايح،و اخلال نكنند به واجبات اين معنى عدالت [٦]است در گواهى.عمر خطّاب [٧]گفت:هركه اظهار خير كند،ما به او ظنّ خير بريم،و برآن دوست داريم او را،و هركه اظهار شرّ كند،[ما] [٨]به او گمان بد بريم و او را برآن دشمن داريم.و چون مرد بر همسايه و رفيق و خويشاوند خود ثنا گويد،شكّ مكنى در صلاح او.
نخعي گفت:هركه از او تهمتى و ريبتى [٩]پيدا نشود،او عدل باشد،[و] [١٠]شعبى گفت:هركه مطعون نباشد در بطن و فرج،او عدل بود.حسن بصرى گفت:
[١] .اساس كه در اين مورد نونويس است:برآن،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس+گواهى دهد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .اساس+بشنوند،با توجّه به تب،مج،وز،زايد مىنمايد.
[٤] .اساس:ندارد،از تب افزوده شد.
[٦] [٥] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:عدل،مج،وز:عدله.
[٧] .تب،مج،وز،مب،مر:عمر بن الخطّاب،آج،لب:اميرالمؤمنين عليه السلام.
[١٠] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .مج:ريبتى و شبهتى.