روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٢ - ترجمه
ميويز [١]هم اين است [٢]هم [٣]از يك جنس باشد در اين باب،و آنچه معدود باشد زيادت در او نشود بيع او متفاضل روا بود،و لكن به شرط آنكه نقد باشد،و فروع اين و شعبش در كتب فقه مشروح باشد و اين قدر كفايت است[اين جا] [٤].
حمزه و كسائى ربا خوانند به اماله براى كسره [٥]«را»و باقى قرّاء به تفخيم،و اگرچه لفظ قرآن در اكل است مراد معامله [٦]و بيع و شرا [٧]و تعاطى است و اگرچه آنكس وقت را [٨]نخورد براى آنكه مكيل و موزون باشد از مأكولات غرض از او اكل بود،و كذلك الحكم في اغلب الاثمان.
لاٰ يَقُومُونَ ،بر نخيزند،يعنى روز قيامت از گورها الّا چنان كه آنكس [٩]بر خيزد كه شيطان او را بزده باشد و بيفگنده و در پاى گرفته.و اصل«خبط»ضرب باشد و وطئ،و منه خبط الورق من الشّجر للغنم،و فلان يخبط خبط العشواء،اى يطأ.و ناقة خبوط[گويند] [١٠]شترى باشد كه مردم [١١]را لگد زند و در پاى گيرد،و قال زهير:
رايت المنايا خبط عشواء من تصب
تمته و من تخطئ يعمّر فيهرم
مِنَ الْمَسِّ
،از ديوانگى،يقال:مسّ الرّجل و ألس [١٢]فهو ممسوس و مألوس اذا جنّ.و اصل كلمت از«مسّ»باشد كه لمس دست بود،براى آنكه ايشان اعتقاد چنان كردند كه ديوانه را [١٣]ديو بزند و به دست گيرد.
قتاده گفت معنى آيت آن است كه:آكل [١٤]ربا فردا [١٥]قيامت ديوانه بر خيزد از گور.
[١] .تب،آج،لب،فق،مب،مر:مويز،مج،وز:ميوه.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:هم يكى بود چون،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:همه،با توجّه به تب،مج،وز تصحيح شد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .تب:كسر.
[٦] .تب:ندارد،دب+است.
[٧] .تب:شرى.
[٨] .آج:وقتى آن را.
[٩] .دب+كه.
[١٠] .اساس كه در اين مورد نونويس است:ندارد،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .تب:گويند شترى كه لگد زند و مردم.
[١٢] .تب:ظاواملس.
[١٣] .اساس كه نونويس است:كه مرد را،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .تب:اهل.
[١٥] .همه نسخه بدلها:فرادى.