روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
نبود،و تفاضل در او روا نبود لا نقدا و لا نسية.
و چون جنس مختلف شود تفاضل روا بود،چنان كه دو [١]درم نقره به دينارى، يا درمى نقره به دو دينار،و لكن چون [٢]بنقد نشايد بنسبه روا نبود،و كيلهاى گندم به دو كيله [٣]گاورس [٤]يا برنج يا جنسى ديگر كه نه گندم يا جو باشد [٥]روا بود بنقد،و به نسيه [٦]روا نبود.
و آنچه كيل و وزن در آن نشود تفاضل در او روا بود،چنان كه جامهاى به دو جامه و بندهاى به دو بنده و اسپى به دو اسپ بنقد،و به نسيه روا نبود [٧]،و اگر هريكى را على حدة از آن قيمتى [٨]بكنند و به قيمت بخرند و بفروشند به احتياط نزديكتر باشد.
و بيع گوسپند به گوشت و رطب به خرما روا نبود.بيع نان به گندم روا باشد سربهسر به نقد،و به نسيه روا نبود و تفاضل نشايد در او.و حكم آرد و پست يكى باشد، و حكم شير و كره و گاو [٩]روغن [١٠]يكى باشد در آن معنى كه بيعش روا نبود جز سربهسر سر و دست به دست.
و بيع گوشت به گوشت-اگرچه [١١]جنس متّفق بود-روا نباشد الّا سربهسر و دست به دست،و چون جنس مختلف شود تفاضل روا بود بنقد،و به نسيه نشايد بههيچوجه .و جمله مكيلات [١٢][٣٧٠-پ]و موزونات و معدودات را بيع روا نبود به گزاف،و تفاضل در روغنها روا نبود چون اصل از يك جنس باشد،و چون جنس مختلف شود روا بود بنقد.
و انواع خرما بمثابت يك جنس باشد،تفاضل در او روا نبود.و حكم انواع
[١] .مج،وز:ده.
[٢] .تب،دب،آج:جز.
[٣] .آج،لب،فق،مر:كاله.
[٤] .تب:جاورس.
[٥] .تب:نه گندم باشد و نه جو باشد.
[٦] .اساس كه نونويس است:نسيه،با توجّه به تب،مج،وز،دب تصحيح شد.
[٧] .تب در حاشيه افزوده:ظ بود.
[٨] .تب،مج،وز،آج،مب،مر:قيمت،لب،فق:قسمت.
[٩] .آج،فق:كره گاو.گاو روغن روغن گاو.
[١٠] .تب:مج،وز:رو كن.
[١١] .كذا در اساس و همه نسخه بدلها،با توجّه به تشريح مطلب در جملههاى بعد«چه»زائد مىنمايد.
[١٢] .مج،وز،دب،لب،فق،مر:و بههيچوجه مكيلات.