الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٣ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
رسول خداى تعالى در حقّ تو فرمود كه : تو صاحب لواى منى در دنيا و آخرت يا منم ؟ گفت : توئى يا أبو الحسن .
آنگاه گفت : اى أبو بكر بحضرت خداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا تو بودى آنكه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در هنگامى كه سدّ تمامى أبواب أصحاب و أهل بيت از مسجدش نمود بفتح باب تو در مسجد أمر فرمود و حضرت رسول ايزد متعال هر چه برو حلال بود بر تو نيز حلال نمود يا من بودم ؟ أبو بكر گفت : بلكه تو بودى يا أبو الحسن .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا تو بودى آنكه پيش از نجوى با حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم صدقه دادى در هنگام كه حضرت قادر عالم تمامى قوم را باين آيه جلالت پايه عتاب و خطاب نمود كه : * ( أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ ) * الآية يا من بودم ؟ گفت :
يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
پس گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا توئى آنكه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بحضرت فاطمه بنت خير البشر خطاب فرمود كه من ترا تزويج كردم بكسى كه اوّل مردمان بايمان و ارجح ايشان باسلام و ايقان در حديث كه حضرت رسول آخر الزّمان را در باب آنست يا من بودم ؟ أبو بكر گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
پس گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا تو بودى آنكه در روز چاه بدر كه ملائكه هفت آسمان بر او سلام كردند يا من بودم ؟ أبو بكر گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
از حضرت امام الصّادق الأمين جعفر بن محمّد عليهم السّلام مروى و