الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٥ - ذكر بيان كلام در تظلَّم حضرت امير المؤمنين على ( ع ) كه جارى مجرى احتجاج بر قوم و مشتمل بر توبيخ و تهديد و متضمن بر لؤم ، و وعيد اصحاب از جهت سعى و تأخير ايشان بر قتل معويه است
اى اهل كوفه من شما را به جهاد منافقان اشرار در ليل و نهار و هم در پنهان و آشكار خواندم ، و گفتم : غير او جهاد با اين جماعت اصحاب عناد نمايند بواسطه ء آنكه آن جماعت كه مردم را بخانه و سراى ايشان بگذارند ، و مبادرت باقدام جنگ و جدال و حرب و قتال متابعان رسول ايزد منان نمايند ، جهاد ايشان باصحاب ايمان واجب عيان گردد شما پاى در دامن خود كشيده در خانه هاى خويش بفراغت و عيش مشغول گشتيد و بوسيله آن مخذول و دور از شفاعت حضرت رسول شديد ، بواسطه آنكه قول من بر شما بغايت گران و حكم و امرم بشما صعب بىپايان بود ، لهذا سخنان مرا پسى پشت انداختيد و عار و عيب و ننگ بسيار بخود قرار داديد تا اينكه از شما فعل موحش و عارات و فواحش و منكرات ظاهر و بين و باهر و روشن گرديد صبح را بشام و شام را بصبح مىآريد چنانچه امثال شما قبل از اين در دار دنيا بودند بنوعى كه خداى عز و جل حضرت خاتم الرسل را از احوال آن جمعى مضل مطلع و مخبر گردانيد ، و از ظلم جباران سركش طاغى و مستضعفين گمراه غاوى فرموده كه :
* ( يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَفِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ ) * اينست احوال فرعون و بنيان ظلم او كه نسبت بحضرت موسى رسول قادر متعال و بامم بنى اسرائيل به ظهور رسيد بر شما نيز حاكم جائر ظالم صاحب ايالت و حكومت شما گردد و آزار و جفاى بسيار از آن جماعت بشما رسد آرى ، بآن حضرت ايزد مجيد كه دانه از زمين رويانيد و اعناق ارقاب عبيد خود را از دركات نيران آزاد گردانيد قسم است كه آنچه شما بآن موعود شديد عنقريب بشما خواهد رسيد .