ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
در جملهء ششم مى فرمايد : انسانها در برابر حوادث سخت و ناگوار دنيا بر دو صنفند : صنف يكم - انسانهاى احرارند كه در برابر شدائد و ناگواريها و مخاطرات شكيبائى مى ورزند . بديهى است كه حفظ آرامش و اطمينان قلبى و قرار نگرفتن در طوفان اضطرابات ، احتياج به نقطهء اتكائى دارد كه با تكيه به آن از تزلزل جريان معقول حيات جلوگيرى كند . مسلما اين نقطهء اتكاء بايد بقدرى با عظمت باشد كه از عهدهء تأثير سختىها و ناملائمات در حيات انسان بر آيد . و با دقت لازم و كافى در همهء شئون زندگى انسان ، هيچ نقطهء اتكائى نمى توان پيدا كرد كه خود آن نقطه در معرض تزلزل و اضطراب و فنا نبوده باشد - < شعر > هر صورت دلكش كه ترا روى نمود خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود < / شعر > بلكه با يك ديد عميقتر و هشيارانه تر اصلى را مى بينيم كه تجارب فراوان آن را به ثبوت رسانده است كه هر انسانى چه در حال انفرادى و چه در حال اجتماعى هر قدرت و عاملى را كه براى خود نقطهء اتكاء و اميد قرار داده و بطور مطلق در جذبهء آن قرار گرفته است ، تزلزل و سقوط آن انسان از همان نقطه بوده و بقول مولوى :
< شعر > از قضا اسكنجبين صفرا فزود روغن بادام خشكى مى نمود از هليله قبض شد اطلاق رفت آب آتش را مدد شد همچو نفت < / شعر > بنا بر اين ، آن حريت و آزادگى كه موجب شكيبائى و آرامش معقول در برابر رويدادهاى سهمگين و سخت و كوبنده مى گردد ، حريت و آزادى ذات ( روح ، شخصيت ، من ) است كه فقط با تكيه به خداوند هستى آفرين بوجود مى آيد ، زيرا مسلم است كه خلاء نمى تواند نقطهء اتكا ، و آزادى بخش انسان از عوامل و پديدههاى مزاحم باشد و همچنين هيچ نقطهء اتكائى نيست كه خود در معرض تزلزل و سقوط نباشد ، پس حقيقتى كه شايسته ملجأ و متكا بودن