ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
و اين حقيقت غير قابل انكار است كه هر چيزى اعم از اشياء غير انسان و انسان هنگامى كه هدف مطلق جلوه كرد ، همهء اميال و عواطف و تفكرات و تخيلات و تجسيم و اراده و تصميم و ديگر شئون و فعاليتهاى شخصيت را بسوى خود جذب نموده و توجيه كنندهء اصلى حيات آدمى مى گردد و در نتيجه حريت را از او سلب مى كند .
٤ - ألا حرّ يدع هذه اللَّماظة [١] ( آيا آزاد مردى نيست كه اين بقيهء غذاى جويده شد در دهان ( دنياى دون و ناچيز ) را رها كند ) .
جاى ترديد نيست كه بدون تصفيه و تنظيم عقلانى ارتباط ميان انسان و اين دنيا ، كميت و كيفيت جاذبه و دافعهء عوامل دنيوى روشن نخواهد گشت .
انسان بجهت جهل يا بجهت سستى اراده ، دستخوش مقتضيات دنيا گشته و توانائى توجيه و تنظيم انگيزگى آنها را از دست داده ، خود اسير بىاختيار آنها خواهد گشت . بهمين جهت است كه بعضى از آگاهان دنيا و حكماى راستين در توصيف امير المؤمنين عليه السلام حريت را با تأكيد بكار مى برند - < شعر > در مكتب عشق پير استاد عليست عالم همه بندهاند و آزاد عليست < / شعر > و كسانى را كه در جاذبهء دنياى دون دست از پا نمى شناسند و مانند كودكان هر لحظه شخصيت خود را در بند و زنجير نوعى از خواستنىهاى دنيا قرار مى دهند ، اطفال مى نامند كه از اراده و اختيار محرومند - < شعر > خلق اطفالند جز مرد خدا نيست بالغ جز رهيده از هوى < / شعر > در توبيخ مردم كوفهء آن زمان بىبهره بودن آنانرا از حريت تذكر مى دهد - ٥ - صمّ ذووا أسماع و بكم ذو و كلام و عمى ذووا أبصار . لا أحرار صدق عند اللَّقاء و لا أخوان ثقة عند البلاء [٢] ( اى اهل كوفه ، . . . اى كرهاى
[١] . ج ٣ - كلمات قصار شماره ٤٥٦ ص ٥٥٦ .
[٢] . ج ١ - خطبهء ٩٧ ص ١٤٢ .