ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
دارند ، در صورتى كه مقصود آن حضرت از حريت كه حر بن يزيد را شايستهء آن معرفى فرمود ، آزادگى از هوى و هوس نفسانى و مقام و خودخواهى بوده است كه جان خود را از اين زنجيرهاى حيوانى و شيطانى آزاد نموده و با كمال حريت دست از آن شست و رفت خلاصهء اين مقدمه اينست كه حريت كه معلول علو همت و به عنوان عاليترين صفات انسانى محسوب شده است ، نبايد با يله و رهائى و آزادى محض اشتباه شود . و خود حريت بنوبت خود داراى مراحل و مقاماتى است كه عاليترين آنها نهايت عبوديت است كه در بارهء آزادى تصعيد شده فرمودهاند : ١ - و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَّه حراَّ [١] ( و بندهء ديگرى مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد قرار داده است ) .
٢ - و من خدم غير نفسه فليس بحرّ ( و كسى كه غير نفس خويشتن را خدمت كند ، انسان آزاده نيست ) .
٣ - و أين أحراركم ( و كجا هستند آزاد مردان شما ) چنانكه پيش از اين اشاره كرديم ، مقصود از حريت در ادبيات عربى در مسائل ارزشى آزاد مردى در زندگى است كه با مراعات و عمل به اصول ارزشى حيات بوجود مى آيد ، لذا مى توان گفت : اين پديده موقعى كه به ذات و شخصيت انسانى نسبت داده مى شود ، مقصود آن آزادى است كه در انتخاب خير مورد بهره بردارى قرار مى گيرد . امير المؤمنين ( ع ) در جملهء يكم مى فرمايد : خداوند ترا آزاد آفريده است ، پس خود را بردهء غير خود مساز ) ادامهء حريت خدا دادى بستگى به كوشش خود انسان دارد . يعنى اين انسان است كه بايد ضامن ادامهء حريت و حيات اختيارى خود بوده باشد و الا
[١] . ج ٢ - شماره ٣١ ص ٤٠١ . ( ٢ ) . حكم منثور ، ص ٥٠ . ( ٣ ) . ج ١ خطبه ١٢٩ ص ١٨٧ .