ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
اين عبارت در بارهء حريت و آزادگى از بعضى از عرفا نقل شده است : الحريّة نهاية العبوديّة [١] ( حريت نهايت عبوديت خداوندى است ) .
اين عبارت نيز نقل شده است : « آرى ، بنده چون بمقام حريت رسد ، از بندگى خويش آزاد گردد » سرور شهيدان راه حق و حقيقت امام حسين ( ع ) خطاب به بردگان آل اميه در روز خونبار عاشوراء كه در صدد جمله به كودكان و زنان بر آمدند ، چنين فرمود :
إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فى دنياكم ( اگر براى شما دينى مطرح نيست ، و از روز قيامت نمى ترسيد ، [ اقلا ] در اين دنيايتان آزاد مردانى باشيد ) .
يعنى اين مقدار تن به رذالت و بندگى دو نان روزگار ندهيد و آن اصول انسانى را كه بعنوان حقوق انسانى در حيات اجتماعى براى همه جوامع و ملل پذيرفته شده است ، زير پا نگذاريد . آنچه را كه امام حسين ( ع ) از آن فرو مايگان پست و وقيح مطالبه فرمود ، مرحله اى از حريت و آزادگى بود كه مورد قبول همهء انسانهاى معتدل بود ، نه مقام و مرحلهء اعلاى حريت كه در كلمات حكماء و عرفا در بالا متذكر شديم . اصطلاح حريت كه امام حسين ( ع ) حر بن يزيد رياحى را شايستهء آن قرار داده و فرمود :
أنت حرّ كما سمّتك أمّك ( تو آزاد مردى همان گونه كه مادرت ترا ناميده است ) .
مقامى والاتر از آن معنى است كه با ياد آوردى آن ، بردگان رذل آل اميه و دو نان روزگار را هشدار داد ، زيرا آن حضرت براى آن مردم وقيح اصول مشترك انسانى را گوشزد فرمود كه براى حيات اجتماعى صحيح ضرورت
[١] . لغت نامهء مرحوم دهخدا مادهء ح .