ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
ما ذا وجد من فقدك و ما الَّذى فقد من وجدك [١] ( خداوندا ، چه دريافته است كسى كه ترا گم كرده است و چه گم كرده است كسى كه ترا دريافته است ) اين آزادگى و حريت كه عاليترين مغزها را بخود مشغول داشته و پيامبران الهى و حكماى راستين [ نه فلاسفهء حرفه اى ] را به تكاپو انداخته است ، همين حريت و آزادگى است كه حافظ آنرا در بيت زير با قالب شعرى بسيار زيبا آورده است .
< شعر > غلام همت آنم بزير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق بگيرد آزاد است < / شعر > اگر رها كننده و باز كنندهء حلقههاى زنجير علائق و شيفتگى به پديدههاى جالب ما فوق آنها نباشد ، محال است كه ذات ، روح آدمى احساس حريت بنمايد و بعبارت روشنتر بايد آن عامل رها كننده آنچه را كه زنجير علائق و شيفتگى به پديدههاى جالب ، بدانسان مى داد فقدان يا رهائى آنها را جبران كند و امتياز اضافى نيز بدانسان بدهد . بنا بر اين ، همهء آزاديها و حريتهاى مطلوب بشرى در قلمرو فرهنگى و اقتصادى و سياسى و اجتماعى و بيانى و قلمى و عقيدتى ، مادامى كه بعد دوم حريت و آزادى را كه عامل رهائى و گسيختن از قيود مزاحم مى باشند ، روشن نسازد و آن عامل بالاتر از آنچه كه از خود طبيعى رها مى شود نبوده باشد ، نوعى رهائى نسبى ميباشد ، نه حريت و آزادگى بمعناى حقيقى آن .
امير المؤمنين ( ع ) در جملهء هفتم مى فرمايد : مردم در پرستش خدا بر سه گروه تقسيم مى گردند : ١ - گروه سوداگر ٢ - گروه برده و زبون ٣ - گروه احرار ، تنها اين گروه سوم است كه به حد نصاب حريت رسيده و از آن برخوردار گشته است .
نكتهء فوق العاده با اهميتى كه در اين تقسيم بندى وجود دارد ، اينست كه حريت به معناى حقيقى آن حتى با سوداگرى با خدا و ترس و هراس از او نيز سازگار
[١] . دعاى عرفه - امام حسين عليه السلام .