ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات
نمى باشد ، و اين حريت بدون رستن و آزاد شدن از سود و زيان نصيب هيچكس نخواهد گشت ، اگر چه سود و اصل و زيان دفع شده سود و زيان خداوندى باشد ، زيرا اين دو پديده بهر معنائى كه در نظر گرفته شوند ، اگر محور آن دو خود طبيعى بوده باشد ، خود زنجيرى مزاحم حريت خواهد بود . اى امير المؤمنين ، اى فرزند ابي طالب ، اى نفس خاتم الانبياء ( ع ) اى نور ديدهء ابراهيم خليل ( ع ) اى كاروانسالار احرار بنى نوع انسانى ، اگر معناى حريت و آزادگى را براى ما تفسير نكرده بودى ، چه كسى توانائى اين تفسير ربانى را در بارهء حريت داشت كه ما را با شناخت اين حقيقت الهى آشنا بسازد < شعر > راز بگشا اى على مرتضى اى پس از سوء القضا حسن القضا اى على كه جمله عقل و ديده اى شمه اى واگو از آنچه ديده اى < / شعر > بگو ، اى پيشتاز قافلهء احرار اولاد آدم ، زيرا تنها توئى كه بدون ديدن و لمس كردن و چشيدن يك حقيقت ، سخنى در بارهء آن نگفته اى . منصب مولى همان منصب شايسته ايست كه سر دستهء احرار عالم هستى پيامبر اعظم به تو ارزانى داشت :
< شعر > زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود و ان على مولى نهاد كيست مولى آنكه آزادت كند بند رقيت ز پايت واكند چون بآزادى نبوت هادى است مؤمنان را ز انبياء آزادى است اى گروه مؤمنان شادى كنيد همچو سرو سوسن آزادى كنيد < / شعر > اى آرامش بخش دل آدم ابو البشر ( ع ) ، و اى پاسخ سؤال فرشتگان از حكمت خلقت نوع انسانها ، آن چه حقيقتى بود كه با دريافت آن ، هيچ زنجير در اين دنيا نتوانست به دست و پاى روح تو به پيچد . مال و منال و جاه و مقام دنيا و هر موجى از امواج هواهاى نفسانى كه سراغ وجود نازنينت را گرفتند ، از وحشت و حراس از حريت تو نتوانستند به منطقهء ذات و روح تو نزديك شوند . بيا ، اى آزاد مرد بزرگ كه جلوه اى از آزادى و اختيار