الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٦ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
آمد و گفت : يا أبو الحسن ( ع ) دست پيش آر تا بيعت تو كنم و حقايق خواب را من جميع أبواب بخدمت آن ولايتمآب معروض داشت كه حضرت نبىّ الاكرام ردّ و جواب سلام من نداد و مرا أمر و حكم بردّ حقّ بأهل حقّ نمود و چون از أهل و مستحقّ آن پرسيدم بشما نشان دادند و اشارت بعتاب كه ميان من و شما گذشته بود نمودند البتّه الحال بسرعت و استعجال از من بيعت بستان .
از حضرت جعفر الصّادق الأمين رضوان الله عليه و على آبائه أجمعين منقول و مروى است كه : چون أبو بكر التماس نمود كه يا على عليه السّلام دست بگشاى تا با تو بيعت كنم در آن دم حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) دست گشود أبو بكر دست بدست آن حضرت ماليد و بيعت نمود و أمر خلافت بعلى عليه - السّلام تسليم فرمود و گفت : يا على با من بيرون آى و تا مسجد حضرت رسول ذو المنن موافقت و مرافقت فرمائى تا من جميع امم را خبر دهم از آنچه ميان ما و شما گذشت تا أمر نمودن حضرت رسالتمآب مرا در خواب بردّ حقّ بأهل آن و نام شما بعد از تفحّص من بيان كردند همگى آن را بحضور شما برايشان بيان نمايم و پس خود را از اين أمر مستخلص ساخته اين كار بشما تسليم فرمايم .
از حضرت امام النّاطق الأمين جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام منقول است كه چون أبو بكر اين التماس از حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) نمود آن حضرت قبول فرمود ، گفت چنين باشد .
آنگاه أبو بكر از حضور آن ولىّ الله مرخّص گشته بيرون آمد و رنگش به غايت متغيّر ليكن نفس بىنهايت عالى و غير مضطرّ در ميان راه عمر به أبو بكر رسيد چون در طلب او بود از او پرسيد كه يا خليفه ء رسول الله ترا چه حالست كه حال ترا بر خلاف ماضى مشاهده مىنمايم ؟ أبو بكر جميع مراتب أحوال خواب