الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٢ - فصل ذكر بيان احتجاج ابىّ بن كعب در باب ولايت حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بمثل آنچه سلمان احتجاج بايشان نمود
امّتانم اخبار و اعلام گرداند كه ايشان با وصيّم حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مخالفت نمايند امّا من ترا وصيّت ميكنم به امرى كه اگر تو در حفظ و صيانت آن وصيّت سعى نمائى هرگز از خير و خوبى زايل و منفكّ نشوى .
يا أبىّ عليك بعلىّ ، اى أبىّ زنهار از طريقت على ( ع ) پاى بيرون نگذارى و بغير سلوك طريقت على ( ع ) سبيل اختيار نكنى كه در نزد أبرار در دنيا ننگ و عار و در آخرت سخط و نارست زيرا كه على هادى مفلح و مهدى ناصح امّت من و محيى سنّت منست و بعد از من امام شما و باقى أصحاب ملَّت است .
اى أبىّ كسى كه راضى بعلى ( ع ) شود و از منهج او دور نشود او مرا چنان كه در دنيا شاكر و راضى داشته و من باين صفت از او مفارقت اختيار كردم و در آخرت نيز مرا شاكر و راضى ملاقات نمايد ، و اگر كسى تغيّر وصيّت و تبديل نصيحت و قول من كند ملاقات من نمايد در حالتى كه نقض عهد و بيعت و نكث شرط متابعت من نموده باشد بلكه او عاصى أمر من و جاحد نبوّتم بود و مرا اصلا بآن متمرّد نادان نظر اشفاق و احسان در هيچ محلّ عقبه ء صراط و باقى مكان نبود و هرگز شفاعت آن كس نزد واهب بىامتنان نخواهم نمود و او را از حوض كوثر خود سيراب و ريّان نخواهم فرمود .
چون أبىّ بن كعب كلام خير انجام خود باين مقام رسانيد جمعى از أنصار بر پاى خواستند و گفتند : يا أبىّ رحمت خداى بر تو باد بشنيدى كه آنچه از حضرت نبىّ الأمجد محمّد ( ص ) استماع نمودى در كمال ظهور بيان كردى تو بعهد و پيمان كه با حضرت رسول آخر الزّمان كرده بودى وفا نمودى و أصلا تقصير و تعاقد در بيان حقّ نفرمودى ، و السّلام .