الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨ - ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبى بكر و عمر
ساير نسوان كه از آنها فاحشه ء موجبه ء حدّ شرعى ظاهر و عيان گردد اقامت حدود محدود نمايم اگر از فاطمه نيز أمرى موجب حدّ يا تقرير مصدّر گردد بر او نيز أحكام شرع جارى گردانم و هيچ تفرقه في ما بين فاطمه و ساير مسلمات در اين باب مستحسن و صواب ندانم . أمير المؤمنين على گفت : اى أبو بكر الحال بىقيل و قال تو كافر ضالّ خواهى بود ، أبو بكر از كلام معجز انتظام آن امام الأنام بغايت محزون و مستهام گرديد و گفت : اى علىّ بچه دليل مرا كافر ضليل ميدانى ؟ أمير المؤمنين گفت : بجهت آنكه تو ردّ شهادت حضرت خالق البريّه در باب طهارت و عصمت فاطمه المحمّديّه نموده قبول شهادت ساير النّاس در حقّ آن حضرت فرموديد چنانچه ردّ قول خدا و رسول مجتبى در باب فدك نموديد بجهت آنكه حضرت خاتم الرّسل آن محلّ را بحكم خداى عزّ و جلّ در أيّام خود بقبض و تصرّف فاطمه داد بعد از وفات پيغمبر قبول شهادت أعرابى بائل نموده فاطمه را از تصرّف آن مكان مانع و حايل گشتيد بلكه أخذ فدك از دست مالك آن فاطمه بنت نبىّ ايزد تعالى و تبارك نموديد و زعم شما چنان است كه آن داخل فىء غنايم مسلمانان است مصراع : زهى تصوّر باطل زهى خيال محال : مع هذا از فاطمه كه متصرّف فدك بود بر خلاف قول حضرت رسول ايزد معبود : « البيّنة على المدّعى و اليمين على من أنكر » عمل نموده از آن حضرت طلب شهود فرموديد ، و قول رسول محمّد مصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را نسيا منسيّا انگاشتيد چنانچه بيّنه بر مدّعى عليه و يمين بر مدّعى مقرّ داشتيد و بيقين مغيّر حكم ربّ العالمين و مخالف أمر سيّد المرسلين كافر بىدين است .
از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام منقول و مروى است كه : معاشر