الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٦ - فصل ذكر بيان احتجاج ابىّ بن كعب در باب ولايت حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بمثل آنچه سلمان احتجاج بايشان نمود
خود آن نبىّ الاكرام ملاحظه نموده هرون عليه السّلام را ببرادرى گرفت ، و فرزندان او را بعد از وفات خود أئمّه ء بنى اسرائيل گردانيد و هر چه موسى را ( ع ) حلال بود بر أئمّه ء بنى اسرائيل نيز حلال فرمود .
اى ياران مرا نيز خداى عزيز بارسال وحى أمر نمود كه حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام را بمؤاخات بپذيرم چنانچه موسى عليه السّلام - هرون را به برادرى گرفت و فرزندان او را بفرزندى قبول نمود من نيز أولاد على را بفرزندى برداشتم و ايشان را پاك خالص گردانيدم چنانچه موسى ( ع ) تطهير أولاد هارون ( ع ) نمود ، نهايت خداى تعالى بمن خطاب مستطاب نمود كه : يا محمّد ختم نبوّت بتو نمودم و بعد از تو پيغمبرى ديگر تا آخر الزّمان درين جهان براى خلقان پيدا و عيان نخواهد شد پس أولاد على و فرزندان من أئمّة البريّه عليهم السّلام و التّحيّه اند .
اى مهاجر و أنصار آيا شما نمىبينيد يا نميدانيد يا اينها كه مذكور شد نشنيديد يا نمىشنويد گوئيا شما را شبهات بلا نهايات بهم رسيد پس كار شما مثل كار آن مردى است كه در سفر باشد در بيابان گرفتار شود كه آب در آنجا كمياب باشد و حرارت بر او غلبه كرده بىتاب گرداند و او در طلب آب در تب و تاب افتد و از متردّدين تفحّص آب نمايد شخصى أمين صادق و هادى موافق مواجه او شود چون از او نشان آب پرسد او را نشان آب باين عنوان دهد كه در پيش روى شما دو چشمه آب است يكى بغايت شور و ناگوار و ديگرى بينهايت شيرين و سازگار أحيانا اگر بسر چشمه آب شور رسى بدان كه راه گم كردى و طريق بيراه برداشتى و از مقصد و مرام دور گشتى ، و اگر بهدايت قايد توفيق بسر چشمه ء شيرين رسى بيقين هدايت پذير گشته طريق سلامت بر