الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٥ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
مكان طيب و عيش و راحت و موطن اطمينان و استراحت از براى فتنه كه تيرش از دل خود باين جهان بستند و اين سراى فانى را مقام دايم و باقى مىداشتند بشارت ايشان را بشمشير قاطع و صارم ملمّع و سطوت مردى از خود گذشته دلاور كامل و شجاع شامل كه ظالمان را ضايع و پراكنده گرداند بلكه قبّه و جماعت شما را نابود و از دنيا برى و بدرود ، و جميع ايشان را مانند دانه ء حصاد محصور نمايد وا حسرتا بر شما و من با شمايم تا أكثر آنچه بيان كردم بشما نمايم .
آنگاه فرمود كه : * ( فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَأَنْتُمْ لَها كارِهُونَ ) * يعنى اگر چه الحال حال بر شما مخفى و پوشيده است امّا در آخرت هر چه بر آن كراهيّت داريد بشما خواهد رسيد و شما را از روى الزام بجزا و پاداشت آن خواهند رسانيد .
سويد بن غفله گويد كه عورات مهاجر و أنصار بعد از مراجعت از خدمت بنت نبىّ المختار بمثال هر يك ايشان تمامى آنچه از دختر رسول ايزد غفار استماع نمودند مفصّلا و مشروحا برجال خود عرض فرمودند روز ديگر وجوه و أعيان أنصار و مهاجر بواسطه ء معذرت بدر خانه ء بنت خير البشر آمدند ، و گفتند : يا سيّدة نساء العالمين آنچه شما در باب أمر خلافت فرموديد اگر أبو الحسن علىّ بن أبى طالب پيشتر از آنكه أنصار و مهاجر و باقى متابعين سيّد البشر عهد و بيعت بر خلافت أبى بكر كنند و قواعد منعقد و منضبط گردد در آن مجمع حاضر ميشد و دعواى حقّ خود ميزد ما هرگز از او عدول بكسى ديگر نميكرديم و مطيع و منقاد او ميگشتيم اما الحال تمامى أصحاب رسول ايزد تعالى بر خلافت أبو بكر اقدام نموده و اتّفاق كردند مخالفت أمر حضرت رسالتمآب دور از حزم و صواب است .
حضرت فاطمه ( ع ) بعد از استماع كلام كذب التيام آن جمعى عاقبت