الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦١ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
مستقرّ خويش مستحقّ سخط بارى و سزاوار عذاب و عقاب قهّارى ايزد تعالى گشته مدام در نيران و مخلَّد در دوزخ تابانند ، لا جرم من بوسيله ء عدم اطاعت أمر رحيم الرّحمن و مخالفت قول رسول آخر الزّمان قلاده ء جبال نواير متلهّبه در گردن تمامى ايشان انداختم ، و شنأت ننگ و عار ايشان بر همگى ايشان ظاهر ساختم .
واى بر ايشان در آن روزى كه از دورى رحمت ربّ العالمين و شفاعت سيّد المرسلين مهجور گشته روى بر زمين مالند و جزع و فزع نمايند ، يا آنكه من بتوبيخ و سرزنش ايشان را از غفلت ايشان آگاه ساخته آنچه رواسى رسالت و قواعد نبوّت و دلالت بود از مهبط روح الأمين و از علم و حكمت سلسله ء طيّبين سيّد النّبيّين در أمر دنيا و دين عالم و واقف ساختم ليكن ايشان سود و نفع آخرت خود را منظور نداشته اختيار لذّات دنياى ناپايدار كردند * ( ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ) * .
و چه چيز است كه وسيله كراهيّت و باعث آزردگى اين امّت از أبو الحسن علىّ بن أبى طالب عليه السّلام است و الله بخداى عالم قسم است كه كراهيّت از خوف على ( ع ) و كثرت تردّد و حركت در باب دين و ملَّت سيّد البريّه است زيرا كه على ( ع ) را ترس و باك از موت و تجرّع كأس فوت نيست ، بلكه از كمال روابط قدر بلند على ( ع ) و ربط ايشان در ذات خداى غنى است .
با لله بحضرت واجب تعالى قسم است كه اگر رجال شما بعد از اثبات حجّت لايحه ميل به امرى ديگر نمايند ، و از قبول برهان موضحه تخطَّى و تفصّى فرمايند هر آينه على عليه السّلام ايشان را بضرب شمشير آبدار بقبول أمر شرع پدر نامدارم ثابت و برقرار دارد ، و جميع أثقال و أحمال ضروريّات شريعت