الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠٥
تفال هر چيزى را ريزه و خورد گرداند فتنه همان نوع مردم را از هم دگر جدا گرداند در آن حال تمامى رجال علم بغير ادب دين مؤدب گردند و عمل بغير شرع سيد المرسلين نمايند و از عمل آخرت طلب دنيا و ثروت نمايند چون حضرت امير المؤمنين عليه اليه السلام كلام باين مقام اختتام نمود با جمعى كهتر از مردمان از اهل بيت خود و خواص شيعيان روى بمسجد آورد چون بمسجد آمد بمنبر بالا رفت حمد و ثناى ايزد منّان و صلاة و سلام بحضرت نبى الأكرم فرستاد بعد از آن گفت :
اى معشر مردمان و لات امر كه پيشتر از ما بودند متصدى كارهائى بزرگ و امرهاى عظيم شدند و از روى عمد و دانستگى در آن مقدمات مخالفت با حضرت سيد كاينات كردند :
اگر من بحكم خداى مهيمن و رسول ذو المنن مردم را از آن منع كنم و امر به ترك آن نمايم و ايشان را بآنچه در عهد رسول مكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بر آن صفت بودند بر چيزى كه دانم هر آينه اكثر لشكر من از پيش ، من متفرق شوند تا آنكه من تنها مانم با جمعى قليلى از شيعيان خود كه آن طايفه از كتاب مستطاب حضرت مالك الرقاب و سنت رسالتمآب عارف به فضل و امامت من و عالم بولايت و هدايت منند و جماعت كه مخالفت حضرت نبىّ الرحمه نمودند چنان دانيد و بينيد كه اگر من ايشان را مأمور گردانم بمقام ابراهيم عليه السلام ايشان روان بمكانى كه حضرت رسول در آن مكانست نمايند و نيز رد فدك بسوى ورثه ء حضرت فاطمه ( ع ) نمايم و قدر صاع و مدّ را چنانچه در زمان رسول ايزد منان بود بهمان مقدار قرار دهم :