الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٧
و تعالى اين طايفه را امر باختلاف نمود كه اين جماعت اطاعت نمودند يا نهى آن قوم از اختلاف فرمود :
پس آن گروه معصيت كردند ، يا دين ناقص حضرت رب الارباب براى حضرت رسالتمآب ارسال و انزال نمود و نبى المحمود ازين جماعت در باب اتمام دين خود استعانت نمود ، يا آنكه اين جمع برايا كه مرتكب اين اختلاف و آراء شدند اينها شركاى حضرت نبىّ الورى بودند اگر چنين باشد اين طايفه را رسد آنچه گويند و بر حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم لازم باشد كه راضى شود بآنچه آنها احداث نمايند ، يا آنكه ايزد علام ارسال و انزال دين تمام بحضرت نبى الأكرم نمود و سيد الأنام در تبليغ و انصرام در آن اهتمام تمام بانجام نرسانيده باشد هيهات هيهات چون آن مقدمات چنين باشد حال آنكه خداى سبحان در قرآن لازم الاذعان بيان فرمود كه : * ( ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ) * ، و در محل ديگر حضرت عزّ و جلّ ميفرمايد :
كه و فيه * ( تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ ) * ، و ايزد وهاب در كتاب مستطاب خود مذكور گردانيد كه بعضى آيات كلام ملك العلَّام مصدق بعضى ديگر است و اصلا ، در آن خلاف و اختلاف بىشبهه و گزاف نيست چنانچه فرمود كه :
* ( وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ الله لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً ) * يعنى اگر قرآن از نزد غير خداى تبارك و تعالى نازل شدى هر آينه در او اختلاف بسيار موجود و آشكار گشتى ليكن چون نزول آن از نزد واهب بيچون است لهذا با اختلاف منوط و مشحون نيست بدرستى و تحقيق كه ظاهرش انيق و نيكو و باطنش عميق كه هر احدى بواسطه ء دريافت جواهر زواهر معانى او در آن بحر عميق