الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٨٣
حامل كه بهوس و خواهش نفس سؤال و استدعا نمايد نديدم بلكه در اقل از آن كه بواسطه ء تو بيان كردم بلاغ مستطاب بجهت اولو الالباب است ، سايل گفت : يا امير المؤمنين على ( ع ) آنچه من از شما استماع نمودم مرا كافى و بسنده است اميد كه سعى تو مشكور و بمثوبات جزيله اخرويه مأجور گردى زيرا كه مرا از غوايت شرك و از ضلالت دروغ و افك برهانيدى رجاء واثق و أمل ، وافق از حضرت واهب صادق آنكه ظل عنايت ترا بر مفارق محبان متابعان نبى الرحمه مستدام داراد انه على كل شىء قدير ، و رحمت و تحيت و درود و تهنيت در اول و آخر و باطن و ظاهر بر انوار هدايات و اعلام بريات محمد و آل او كه اصحاب دلالات واضحات و بينات لائحات بواسطه ء معاشر برياتاند باد و سلَّم تسليما كثيرا كثيرا . . از اصبغ بن نباته كه از ثقات روات است مروى و منقولست كه چون بعد از قتل عثمان معتبر مردمان بحضرت ولى ايزد منان و وصى بحق رسول آخر الزمان امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه سلام الله الملك الديان بيعت كردند آن سرور در آن روز عمامه پيغمبر جليل القدر را بر سر مبارك زينت تارك خود گردانيد و برد آن رسول صاحب معرفت و هوش را زيور بال و دوش نمود و متنعل بنعلين سيد المرسلين و متقلد بسيف نبى اليقين گرديد و با اعيان انصار و مهاجر كه در آن اثر در آن محضر حاضر بودند روى بمسجد حضرت سيد البشر آوردند و چون بنزديك منبر آمد پاى مبارك بر معارج مدارج آن مكان فيض أثر گذاشت در آن محل منبر سر فخر و مباهات بر ما فوق سبع سموات برافراشت سبحان الله جاى آن داشت