الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٨
بايشان باشد او اشد عداوت و ابغض از ارباب بغض است و در زمانى كه حضرت واهب منّان او را مؤيد و مقوى گرداند بعسكرى كه هيچ احدى آنها را نديده باشد در آن اظهار دين حضرت سيد المرسلين بر دست آن خاتم المعصومين سلام الله عليهم اجمعين بر ساير ملل و آئين نمايد چنانچه فرمايد :
كه * ( لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه وَلَوْ كَرِه الْمُشْرِكُونَ ) * و اما آنچه در باب خطاب كه دلالت بر تهجين سيد النبيّين صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و آزار و لوم او دارد با آنكه حضرت مالك الرقاب در كتاب مستطاب اظهار و بيان افضليت آن رسالتمآب از تمامى انبيا و رسل ايزد وهاب نمود وجه آنست كه حضرت ربّ العالمين از براى همه انبيا و مرسلين مشركين را دشمن باكين گردانيد :
چنانچه حقايق آن را در قرآن واضح و عيان نمود و چنانچه جلالت و منزلت پيغمبر ما نبى الرحمه در نزد ربّ العزه از ساير انبيا و رسل زيادت بود محنت و مشقت آن حضرت از ارباب شقاق و نفاق كه در پى تكذيب و دفع نبوت او بودند كه آن حضرت همواره از آن طايفه استعاذه در هنگام شقاوت آن ارباب عناد بحضرت ايزد معبود مينمود نيز زيادت بود و پيوسته آن طايفه ء وخيم العاقبه در مكاره و مناقض و در پى نقض آنچه سيد عالم بر ايشان جهد و حكم ميفرمودى بودند و دايم امداد و معاونت كفر و الحاد و نفاق و عناد بر حضرت نبى الامجاد ميكردند و در ابطال دعوى رسول واهب متعال و تغيير ملت و مخالفت سنت آن حضرت در جميع احوال و تمامى