الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧١
ديگر آنكه حضرت نبى فرخنده خصال در اكثر احيان و محال بدون اذن و رخصت ذو الجلال مبادرت در هيچ طلب و سؤال ننمودى و هيچ حال مرتكب افعال بغير تحصيل رضاى قادر فعال نشدى چنانچه در هنگام كه سد ابواب اصحاب از مسجد الحرام نمود الَّا باب وصى خود را كه مسدود ننمود و به حال خود گذاشت فرمود :
كه من هيچ باب مفتوح مسدود نگردانيدم و هيچ در گشاده را نيز بغير حكم ايزد سبّوح مفتوح نگذاشتم بلكه درين هر دو كار اطاعت امر و حكم ايزد جبّار نمودم مع هذا قوم بعد از استماع اين گفتند كه ابواب ما جماعت مشايخ را بالتمام از مسجد الحرام مسدود گردانيدى و باب آنكه از ما در سنّ بغايت كمتر بود بهمان حال مفتوح مستمر داشتى و ما را بحال خود نگذاشتى حضرت سيد البشير و النذير فرمود :
كه سد و غلق ابواب و ترك بعضى ابواب بحكم حضرت مالك الرقاب بود و آنچه در باره ء حداثت سنّ ولى ايزد مهيمن فرمودند :
بدرستى كه خداى ذو المنن صغر سن را در اوصياى انبياى بيچون اعتبار ننمودند چنانچه در باب يوشع بن نون حضرت موسى كليم عليه التّحية و التسليم را امر نمود كه او را وصى و ولى عهد خود گرداند و حال آنكه يوشع در سن هفت سالگى بود و عزايم و شرايع اسلام و ايمان و دلايل حكمت و براهين آن را در نزد يحيى و عيسى عليهما سلام الله تعالى مودع گردانيد در حال صغر سن ايشان كودكى بآن اعيان را منظور نداشت و آنچه خواست در باب احسان نسبت بايشان بعمل آورد و اينكه حضرت ربّ العالمين نظر بر