الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٩
و اجتهاد ميكردند : در زمان آن اعيان چون شكايت متمرّدان بامر و بيان مىبردند در همان زمان بلاياى عجيب و شدايد و غضب بر آن قوم متمرد معجب نازل شدى و حضرت خاتم الرّسل چون از انبياى مرسل است و مأمور به تبليغ امر از حضرت غنى اكبر بامنت مىشد در ساعت باين جماعت ميرسانيد و چون قوم اجابت نبىّ الرّحمه مينمودند آن طايفه با اهل دار در مهد امن و سلامت بودند و اگر احيانا اطاعت نميكردند حضرت بزودى شكايت امت بحضرت ربّ العزت نكردى بلكه از ايذا و آزار مشركين عرب و ساير اسرار بوثيقه انّ الله مع الصابرين صبر كردى لكن ساير خلفا و انبيا اگر قوم ايشان مخالفت آن اعيان ميكردند بآفت و بليّت :
كه رسول و نبى آن وقت آن طايفه را وعده بآن داده بود آن جماعت بهمان بليه هلاك و نابود شدند از خسف و رجف و ريح و قذف و زلزله و غير آنها از اصناف عذاب چنانچه در كتاب ايزد وهاب مذكورست كه امم انبياى سالفه بآن بلاياى معجّله هلاك گشتند ليكن چون حضرت مهيمن عالم بود كه رسول ذو المنن نبى ما محمد عليه سلام الله تعالى و اوصياى حجج او در زمين صابرند بر الم ايذاى مخلوقين و طاقت مشقت و محنت امّت كه هيچ رسول و نبىّ از امّت خود متحمل مثل آن نتوانستند شد مىآرند و بزودى شكايت امت بحضرت جلت عظمته نمىآرند فلهذا آن رسول با اقبال را حضرت آله متعالى بتعريض مبعوث و ارسال گردانيد نه بتصريح و آن حضرت پيوسته اثبات حجّت بر امت از روى تعريض ميگردانيد نه تصريح چنانچه بقول