الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٠
تا آن جمعى خاكسار از اطاعت و متابعت واليان حق استكبار و استنكار از روى اغترار و افترا بر خداى واحد بوسيله كثرت مظاهر اسرار و معادن مجاز بلكه محض از عباد خداى عزّ و جلّ و بغض حضرت سيد الرّسل ننمايند و اين جماعت را از ولات امر ايشان كه بنصّ قرآن و تبليغ رسول آخر الزمان باشند بر نگردانند تا آنها را در آخرت خاسر و واله ننمايند ، و اما آنچه از قرآن كه عالم و جاهل مطلع و مخبر از تغيير مجمل و مفصل آن باشند آن از فضل حضرت خاتم الرسل است صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و آن در كتاب واهب سبحان آيه ء كريمه ء : * ( مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ الله ) * است ، و اما قول حضرت ايزد تبارك و تعالى : * ( إِنَّ الله وَمَلائِكَتَه يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْه وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً ) * اين آيه را ظاهر و باطن است ظاهرش صلوا عليه است ، و باطنش و سلموا تسليما است يعنى اى امّت سلام كنيد مر آن كسى را كه وصىّ آن حضرت است و خليفه بر شما گردانيد از روى فضل و احسان و آنچه به شما عهد و شرط نمود در باب او از اطاعت و موالات ائمه اثنا عشر و تسليم و انقياد حكم و امر ايشان نمودن تا روز محشر تسليم نمودن كه اصلا تصور تجويز خلاف آن نمودن است :
اى زنديق معنى باطن اين آيه از آن ثابت است كه ترا مطلع و مخبر گردانيدم كه عالم بتأويل آن نگردد مگر كسى كه حس او لطيف و ذهنش صفى و شريف و تميزش صحيح و غير سخيف باشد ، و همچنين است تاويل قوله تعالى : * ( سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ ) * زيرا كه حضرت قادر عالم نبى خود را مسمى باين اسم گردانيد چنانچه در محل ديگر ايزد اكبر ميفرمايد كه : * ( يس وَالْقُرْآنِ