الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٩
اوّل اسقاط كردند مىنمودند لكن حضرت ايزد مهيمن بامضاى حكم خود بايجاب حجت و لزوم آن بر خلقان واضح و عيان گردانيد چنانچه فرمود كه :
* ( فَلِلَّه الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ) * و چشم و دلهاى آن جماعت را پوشيده از تأمل و تدبّر و از تفهّم و تفكَّر حقايق اين آيات مأيوس و محروم و مخفى و محجوب نمود لهذا آن جمع يكسر بر آن مطَّلع و مخبر نگشتند و آن را ترك كرده بحال خود گذاشتند و ممنوع از تلبس اين آيات بوساطت ابليس خسيس و بامداد و اعانت آن مطرود و مردود ايزد متعال قادر بر تحريف و التباس نشدند پس سعداى ايزد اقدس آله بر آن حقايق واقف و آگاهند و اشقيا و مردودان واجب تعالى و تقدّس از ادراك حقيقت تأويل آن آيات كور و گمراهند پس آنگاه حضرت ولى الله تلاوت اين آيه كلام ربّ غفور نمود كه * ( وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ الله لَه نُوراً فَما لَه مِنْ نُورٍ ) * بعد از آن گفت : اى زنديق حضرت الله تعالى جلّ ذكره از سعت رحمت و كثرت احسان و رأفت بخلقان بوسيله علم بتغيير و احداث مبدلان و محرّفان كتاب قرآن لهذا آن را منقسم بسه قسم گردانيد يك قسم آن را عالم و جاهل ميدانند و قسم ديگر را بغير آنكه ذهنش مصفا و جسمش لطيف و مجلى و ضميرش صحيح و معرّا از كدورات ظلمت جفا باشد از طايفه : * ( فَمَنْ شَرَحَ الله صَدْرَه لِلإِسْلامِ ) * نمىيابند و قسم ثالث آن را بغير خداى منّان و امناى واحد سبحان و راسخان در علم و عرفان پى به حقايق دقايق آن نبرند و حضرت واحد جبار قسمت قرآن بانواع ثلثه مذكوره و اختيار اين كار محض بواسطه ء آن نمود كه اهل باطل كه مستولى بر ميراث رسول ايزد بارى شدند و جمعى ديگر كه معنى قرآن را بظاهر في الجمله دانند دعواى آنچه حضرت واجب تعالى بجهت آنها بنصّ قرآن معنى و مهيا نگردانيد نكنند و مردم را بامتثال فرمان و امر خود ملجأ و مضطر نگردانند