الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٧
وجه خداى تعالى كه در قرآن ذكر نمود اشارت بآن اعيان است چنانچه فرمود كه : * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * وجه خداى تعالى ايشانند كه بقيّة ا للهاند يعنى حضرت محمد بن الحسن عليهما السّلام كه در آخر الزمان ظاهر خواهد شد بعد از انقضاى اين مدت و زمين را بحكم احكم الحاكمين مملوّ گرداند به عدل و آسايش خلق چنانچه پيش از ظهور آن حضرت مملوّ بود از ظلم و جور ، و از آيات و علامات او پنهان و غايب شدن آن ولى ايزد منّان است در هنگام طغيان خلقان و اظهار انتقام عداوت اصحاب عدوان .
اى زنديق قصه و حكايت كه من ترا عالم و شناسا گردانيدم بحقايق آن اگر آن اخبار مخصوص حضرت رسول مختار بودى هر آينه خطاب دلالت بر فعل ماضى كردى و از براى حال و استقبال نبودى و بايست گفت نزلت الملائكة و فرق كل امر حكيم يعنى بلفظ ماضى مذكور ميشد و بلفظ مضارع * ( تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ ) * و * ( يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ) * مذكور نشدى پس اينكه بلفظ مستقبل واقع شد دلالت بر وجود وافر الجود آن خاتم الاوصياء حضرت سيّد الورى عليه السّلام دارد و حضرت ايزد منّان در اثبات حجّت بقول خود در قرآن زياده باين بيان واضح و عيان گردانيد چنانچه در حق اصفيا و اولياء خود عليهم السّلام فرمود :
كه * ( أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ الله ) * كه درين آيه از براى خليفه تعريف قرب آن اعيان نمود چنانچه در محاورات اهل ادب و فصحاى عرب گويند : فلان الى جنب فلان گاهى كه اراده ء قرب شخصى به شخصى نمايند و اينكه حضرت ربّ العزّت اين مقدّمات را برموز مذكور گردانيد