الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٣
و بيان فرمود كه حضرت نبى المحمود در هنگام وفات كسى را براى ولايت و نيابت خود طلب ننمايد مگر كسى را كه حال محل و لايق منصب ولايت از نبوّت آن حضرت خاتم الرسل از روى صدق و عدل و طهارت و فضل باشد و اما امانت كه تو ذكر آن نمودى آن امانت امرى است كه جايز بلكه واجب است كه آن در انبيا و رسولان و اوصياى آن اعيان باشد زيرا كه حضرت واهب منان تبارك و تعالى اين طايفه كرام عظام را امناى خلقان و حجج ايشان در زمين بدلا - يل و برهان گردانيد پس كسى كه سامرى را اعانت كند و سبب جمعيت و كثرت عدت و شوكت او گردد از كفار بر عبادت گوساله در هنگام غيبت موسى عليه السّلام اقتدا و ايتمام بمحل موسى ( ع ) از روى تمرد و طغيان تمام بود و چون مقرر است كه احتمال اين امانت سزاوار نيست الا كسى را كه طاهر از رجس و نجاست و عقيدت باشد پس سامرى متحمل وزر و خطيئت خود از در دولت هر كه سالك مسالك طريقت آن بطريقت از ظالمين و اعوان ايشان باشد در گردن آن متمرد طاغى بىايمان است و ازينجاست كه حضرت نبىّ الأكرم عليه الصلاة و السّلام فرمود : اگر كسى سنت بگذارد و چنانچه آن سنّت حق باشد اجر آن از براى آن كس است و اجر هر كه عمل بدان كند تا روز قيامت براى اوست و اگر كسى سنت گذار باطل باشد وزر و ذلت آن و وزر هر كه عمل بدان كند تا روز قيامت بگردن آن خسر الدنيا و الآخرت خواهد بود اين قول حضرت عزّ و جلّ در كتاب منزل بخاتم الرسل در باب قصه هابيل كه برادرش قابيل را بقتل رسانيد شاهد حق و بيّنه ء صدق است بر آن چنان كه فرمود كه : * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ