الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٢
آن كس را نرسد كه خود را مستحق و قايم مقام رسول مقدس ايزد تعالى و تقدّس داند تا بر سرير ولايت و امامت تمكَّن تواند و از ذريعه كريمه كه خطاب مستطاب بحضرت خلت مآب ابراهيم عليه سلام الملك الوهاب نمود كه * ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * ظاهر و هويدا گرديد كه عذر جمعى كه اعانت و يارى ولايت ظلمه بر اثم و ظلم و كفر و ستم نمايند چون حضرت بيچون رتبه ء نبوت و مرتبه ء ولايت كه مخصوص و مفوض بانبياء و اولياء حضرت واهب العطيه است بر آن جماعت حرام گردانيد لهذا مسموع نيست و ربّ العالمين از لفظ ظالمين اراده مشركين نمود زيرا كه در قرآن حضرت ايزد مجيد ظلم را مسمى به شرك گردانيد چنانچه فرمود كه : * ( إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ) * حضرت ايزد عليم شرك را ظلم عظيم گفت حضرت خليل الرحمن بعد از استدعا و التماس عهد امامت از براى ذريت چون بتقريع * ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * از ارحم الراحمين مجاب گرديد دانست كه عهد امامت از ربّ العزّت بعبده ء اوثان و اصنام واصل و عايد نگردد گفت يا ربّ * ( وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ ) * چون خليل عليه السّلام از كلام حضرت ايزد علَّام استشمام نمود كه بعضى از اولاد او در سلك عبده ء اوثان و اصنام چون خليل عليه السّلام منخرط خواهند شد لهذا آن همه تضرع و التماس نمود . اى زنديق بدان كه هر كه اختيار منافقان بر جمعى صادقان نمايد و اين طايفه را بگزيند و اختيار كفار بر گروه ابرار فرمايد بدرستى كه آن كس افتراى گناه عظيم بر حضرت اله كريم نمود نعوذ با لله من شرور انفسنا و من سيّئات اعمالنا و حضرت قادر وهاب در كتاب مستطاب تفرقه ميان حق و باطل و طاهر و نجس و مؤمن و كافر كما ينبغى و يليق نمود