الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥١
مردمان بزمانند و وعده ء حق تعالى در آن زمان نزديك گردد يعنى در آخر الزمان نظام شرع حضرت سيد الانام بواسطه ء غيبت و خفاء امام وقت عليه الصلاة و السّلام بر انتظام نماند و ميل مردم بالحاد و اظهار فساد نمايند آنگاه حضرت ولى الله تلاوت اين آيه وافى هدايت نمود كه : * ( هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً ) * يعنى چون آن زمان عسرت و اوان محنت ظاهر گردد مؤمن را از منافق نتوان شناخت چه مؤمن بواسطه ء خود ايمان و جان خود متحمل شدايد گران و آلام بىپايان گردد تا آنكه اسماى اشرار را در حالت ضرورت و اضطرار بر خود بندد بلكه گاه باشد كه مؤمن از خويش نزديك خود مثل برادر و پسر و پدر كه منافق باشند بواسطه ء ترس جان از ايشان اظهار خلاف اطاعت رسول منان و باقى اوصياى ايشان نمايد تا آنكه فرح و سرور كه حضرت ربّ غفور براى اولياى خود مقرّر داشته بظهور رساند و به خروج حضرت صاحب الزمان بر دشمنان آن محبان را مسرور گرداند و امّا قول حضرت ايزد : و يتلوه شاهد آن عبارت از حجّت خداى تبارك و تعالى و تقدّس است كه آن كس را واحد مقدّس اقامت بر خلق خود از جنّ و انس نمود و خلقان را بالتمام عالم و عارف گردانيد كه بغير آن كس لايق به حكم واحد خالق و مستحق مجلس ولايت و وصايت الأقدس نيست كه قايم بمقام آن نبى الأكرم گردد ديگر آن كسى كه در طهارت و منزلت بمنزله آن حضرت باشد در نزد حضرت ربّ العزّت اى زنديق اينكه ايزد اكبر طرف ولايت و امامت را متسع نگردانيد و طهارت و عصمت در اوصياى نبىّ الرّحمه شرط نمود بواسطه ء آنست كه اگر يكى از آحاد بشر در وقت از اوقات اختيار كفر نموده باشد