الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٠
كه * ( فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ) * و ازين باب در كتاب خداى عزّ و جلّ بسيار است و هدايت عبارت از ولايت ما ائمه هادين يعنى اولياى ربّ العالمين و اوصياى سيد المرسلين است چنانچه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد :
* ( وَمَنْ يَتَوَلَّ الله وَرَسُولَه وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ ) * لفظ و الَّذين آمنوا كه در اين موضع ميفرمايد عبارت از اهل ايمان بر خلايق حجج و اوصياى خدا تبارك و تعالى است كه در عصر باشند و چون آنها بگذرند و عصر ديگر شود اوصياى ديگر در آن عصر بحكم ايزد اكبر حاضر گردند خلاصه آنكه در هيچ وقت از اوقات چنانچه مرّه ء اخرى مذكور گرديد زمين خالى از مرشد هادى از نبى يا ولى كه وصى نبى باشد نباشد زيرا كه اتمام حجت بر ساير بريت در ضمن اين اشفاق و مرحمت حاصل است بعد از آن امام انس و جان گفت اى زنديق هر كس كه اقرار بكلمه ء شهادتين اشهد ان لا اله الَّا الله و اشهد انّ محمدا رسول الله نمايد هر چند اهل قبله بود آن شخص مؤمن نبود چنانچه منافقان در زمان رسول آخر الزمان اقرار بشهادتين بنمودند ليكن عهود مواثيق كه امر دين ربّ العالمين و مفروضات شرايع سيّد المرسلين و براهين نبوّت آن حضرت در باب اوصياى او أئمة المعصومين سلام الله عليهم اجمعين نمودند همگى و تمامى آن را شكسته نقض نمودند و اضمار كراهيت و كين آن اعيان دين در خواطر مكين گردانيدند در هنگامى كه همه آن معاندين بر طاعت امر و حكم احكم الحاكمين قادر و با تمكين بودند در باب آنچه ارحم الرّاحمين براى رسول امين واضح و مبيّن گردانيد ، بقول خود تبارك و تعالى : * ( فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ