الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٢٥
كه ايلچى خود را با تحف بسيار و هداياى بيشمار بخدمت سليمان نبى عليه و على نبينا السّلام من ملك العلى ارسال داشته و چون لشكريان او را تحريض بجنگ با سليمان ( ع ) مينمودند او ملكه عاقله بود و آن جماعت را بهر نوع از تكليف او بقتال و تجهيز اسباب حرب و جدال مهما امكن منع مىفرمود و آنها در اشتغال نواير قتال و جدال سعى مينمودند بالأخره ايشان را باين وجه صواب مجاب گردانيد كه ما را تا هنگام مراجعت ايلچيان ما از خدمت آن پادشاه عصر مترقب و منتظر بايد بود و دست تطاول از آستين صبر و تحمّل برون نيايد آورد زيرا كه سليمان پادشاه عاليشان بلكه رسول و فرستاده ء خداى زمين و آسمان است و از جنگ و ستيز او از روى عقل و فرهنگ پرهيز بايد نمود چون آن ملكه برأى كامل خود عمل نمود در آخر بخدمت سليمان ( ع ) آمده بشرف اسلام و ايمان مشرف شده در سلك ازدواج آن حضرت درآمد . بعد از آن حضرت امير المؤمنين على ( ع ) فرمود كه : امّا قول خداى تعالى * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) * حضرت محمد مصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را خواسته در هنگامى كه آن حضرت در نزد سدرة المنتهى مسكن و مقام و هيچ احدى از خلايق حضرت خالق از آنگه نگذرد و قول خداى تعالى در آخر اين * ( ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّه الْكُبْرى ) * آن عبارت از رؤيت جبرئيل ( ع ) است چه آن حضرت جبرئيل را دو مرتبه به صورت اصليّه ديده يك مرتبه همين است و مرتبه ء ديگر نيز آن فرشته ء جليل القدر به صفت اصليه خود بنظر آن پيغمبر صلَّى الله عليه و آله درآمد و حضرت واحد كريم جبرئيل ( ع ) را بر خلق عظيم و بصورت بغايت تفخيم موجود گردانيد و او از روحانيين است كه ادراك صورت و صفت او به غير