الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤١٢ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
آن كس معروف و مشهور بخويشى و قرابتى تو باشد از مواليان و متابعان ما از مؤمنين و مؤمنات و از اخوان و اخوات ما بعد ازين به تقضى شهور و سنين به روى زمين پيدا گردند هيچ گونه ضرر و نقصان بما راجع و عيان نگردد و چون كار محبان و شيعيان ما بعمل ساخته گردد بقيه ماند پيوسته بر آن در احيان تصور ضرر و تجويز وقوع فتنه و وصول از اين ممر قيام و اقدام نمايند تا آن زمان كه حضرت واهب منان اين كربت و مشقت از ميان مواليان ما رفع نمايد و اين غم و هم از همگى و تمامى ايشان دفع فرمايد بلكه عمل تقيه در هنگام ضرورت افضل است از آنكه تارك آن متعرض هلاكت خود شود و منقطع گردد بوسيله ترك تقيه از اعمال خير در دين و ملت و از صلاح كار اخوان مؤمنين و مؤمنات در دنيا و آخرت پس تقيه در امثال اين محل بحكم خداى عزّ و جلّ احسن و افضل است زنهار و زينهار در مقام خوف ضرر ترك تقيه نكنى چه من ترا مأمور بآن گردانيدم و بىشبه اگر ترك تقيه كنى نفس خود را در معرض قتل آورى و خون خود و دماى برادران مؤمن را به بمخالفت شرع انور سيد البشر در محل تلف و هدر آرى وسيله ء زوال نعمت خود و نعم ايشان و سبب ذلت و خوارى خود و باقى مؤمنان گردى در نظر اعداى دين بلكه موجب قتل محبين از دست اصحاب نفاق و كين شوى بيقين و حال آنكه حضرت ايزد قادر ترا در باب اعزاز و احترام اصحاب ايمان و محبان ائمه المعصومين عليهم السّلام امر فرمود و هر گاه تو مخالفت وصيت من نمائى البته ضرر آن بر نفس تو و اخوان مؤمنان اشد و اصعب و اضر و اتعب است از ضرر نواصب كه از براى ما انديشه كنند و كفار آن را فعل و پيشه خود نمايند زيرا كه خداى عزّ و جلّ حضرت