الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٩ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
مانم پس در كفر خود و خطيئت و در عناد و تمرد مبالغت بىنهايات و به واسطه ء هلاكت نفس خود سعى بيغايت كرده باشم و از امثال من كه دعوى علم و معرفت و فضل و حالت نمايم اين حركت را چگونه بصواب اقرب و بأجر و ثواب متقرب دانم در آن وقت گفت كه : يا ابا الحسن اشهد انك من خاصة الله صادق في اقوالك يعنى گواهى ميدهم بآن كه تو اى ولى الله از خواص عباد الله و از خاص الخاص مردان اله و راستگوئى در قول خود من بعد هر چه مرا بآن مأمور گردانى مطيع و منقاد و از بنده هاى صادق و راسخ الاعتقادم حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام الملك الودود فرمود كه : من ترا مأمور ميگردانم بر اقرار و شهادت به يگانگى حضرت واجب الوجود و بر گواهى اتصاف ذات او بحكمت وجود و بهر فعل محمود موجود و بر شهادت تنزّه و تقدس ذات مقدس او از فعل عبث و فساد و از ظلم بر اماء و عباد و امر نمايم ترا بآن كه گواهى دهى محمدى كه من وصى اويم آن حضرت رسول بر تمامى بريت سيد الأنام و افضل برتبه و احترام از انبيا و رسل سكنه ء دار السّلام است و شهادت دهى بآن كه على ( ع ) كه بتو آيات و معجزات نمود و ترا متولى نعم و والى امر و حكم بآن درخت بزمين مقر و مستحكم فرمود او بعد رسول الله بهترين خلق اله و اولى و احق و سزاوار و اليق بمقام * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله ) * است در باب تبليغ آداب شرايع و احكام بامم آن سيد الانام عليه الصلاة و السّلام و گواهى دهى بآن كه اولياء محمّد اولياء الله و اعداى محمّد اعداى خداى ايزدست و ساير مؤمنان كه با تو شريك در تكليف و ايمان و مساعد و يار تو در اوامر شرايع و اركان آن بهترين امت محمّد و پاكترين شيعه علىاند و بر تو لازم است كه