الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٦ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
چون اين مقدمه را باختيار من گذاشتى اقتراح و استدعاى من آنست كه اجزاء و شاخهاى اين درخت خرما را از يك ديگر جدا گردانيده متفرق گردانى و باز امر و حكم نمائى كه اجزاء آن درخت معاودت بمكان اصلى خود نمايد چنانچه سابقا بهمان صنعت و صورت بود . حضرت ولى الله فرمود :
كه الحال سؤال بر وفق فراست و حال نمودى و اين آيه و نشان بواسطه ء تو و جميع خلقان گردد بعد از آن حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت اى يونانى تو خود رسول ما به سوى آن درخت خرما باش پيش آن نخله رفته بگوى كه : وصى محمد رسول ايزد بتو امر نمود كه چند جزو گردى و اجزاء را متفرق گردانى و هر جزء از يك ديگر دور شويد . حكيم يونانى بموجب قول ولى عزّ و جلّ عمل نمود همان كه پيغام آن امام الامه بآن درخت رسانيد در ساعت آن نخله اطاعت حكم وصى نبى الرحمه نموده قطعه قطعه گشته پراكنده شد و اجزاء آن از يك ديگر دور گرديد بنوعى كه عين و اثر او را كسى نميديد و گويا هرگز در آن مكان درخت نبود حضار را از مشاهده ء آن حيرت بر حيرت افزود باز يونانى از رويت آن آيت در حيرانى و سرگردانى مانده اعضاء و جوارح او برعشه درآمد و باضطراب تمام روى بجانب امير المؤمنين على ( ع ) آورده گفت يا وصى محمد ( ص ) مطلب و سؤال اول من ظاهر و حاصل گرديد و بمن رسيد اما سؤال و استدعاى ديگر بمنصه ء ظهور ظاهر نشد بايد كه امر و حكم نمائى كه اجزاء درخت خرما در هر كجا باشد بمكان اصلى خود معاودت نمايند و بهيئت اصليه ء خود آن درخت نخله مراجعت كند امير - المؤمنين على ( ع ) گفت : باز اى يونانى خود رسول ما بسوى آن درخت خرما