الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٧ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
هر دو محل است ، و اما بيناى شب و نابيناى روز آن كسى است كه ايمان بانبياى سابقين و كتابهاى سالفه ربّ العالمين آورده و چون ادراك زمان رسول آخر الزمان نمايد منكر نبوت آن حضرت گشته اقرار بولايت يا منكر حق من گردد آن كم بخت بيناى شب و نابيناى روز است ، اما نابيناى شب و بيناى روز كسى است كه منكر انبياى پيشين و اوصياى سابقين و كتب ايشان باشد ليكن چون ادراك زمان نبوت مقرون بدولت و سعادت حضرت سيد البريه نمايد ايمان بحضرت قادر سبحان و بمحمد رسول آخر الزمان صلَّى الله عليه و آله آورد و ايمان بامامت من و قبول ولايت من كند اين كس اعمى شب و بيننده ء روز است ويلك يا ابن الكواء بما بنى ابى طالب حضرت خداى واهب فتح اسلام نمود و به ما ختم آن فرمود . و اصبغ بن نباته گويد كه : چون آن امام الامه از منبر نزول نمود بنزديك آن حضرت رفتم و گفتم يا سيدى و مولاى امير - المؤمنين على پدر و مادرم فداى تو باد آنچه بواسطه ء ابن الكواء مبين ساختى دلم را قوى و خاطرم را اطمينان جلى دادى امير المؤمنين على ( ع ) خطاب مستطاب نمود كه : يا اصبغ كسى كه شك بولايت من آرد بيقين آن لعين شك در ايمان بربّ العالمين و بحضرت سيد المرسلين دارد و هر كه اقرار بولايت من نمايد بفوز و صلاح و تقوى و فلاح فايز و رستگار است و منكر ولايت من خائب و خاسر و پيوسته در نار سقر حاضر است و مقر ولايت من مقر حضرت مهيمن است يا اصبغ ولايت من متصل بولايت خداى عز و جل است مانند اين دو انگشت سبّابه و وسطى و آنگاه حضرت ولى الله هر دو اصبع را با هم جمع نمود و فرمود كه : منكر ولايت من يوم الحساب داخل نار گشته لبث در آن