الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
جدا و بىكار افتاد چون حال خود بر آن منوال مشاهده نمود بخدمت حضرت نبى الأمجد حاضر شد در ساعت آن حضرت دست او را بجاى خويش گذاشت و دست مبارك بر آن ماليد آن دست مقطوع از يمن شرافت و ميمنت دست آن سرور بنوعى صحيح گرديد كه متميّز از دست سالم ديگر نگرديد ، و نيز محمد بن مسلمه را در روز جنگ كعب بن اشرف و بعضى در روز جنگ ابن ابى الحقيق ، گفته اند كه ضربه بچشم بنده ء ايزد مجيد رسيد از كار افتاد و يك دست آن مرد مؤمن از بدن مقطوع گرديد بعد از آنكه بخدمت رسول مهربان آمد و آن حضرت دست بچشم او ماليد و يد مقطوع او را نيز بجاى خويش گذاشته دست مبارك بر آن ماليد دست و چشم او از ميامن عنايت و احسان رسول آخر الزمان بصحت معاودت نمود چنانچه اصلا اثر زخم در دست و چشم آن مرد ظاهر نبود ، و نيز در چشم عبد الله بن انس زخم رسيد و آن از جليه نور معطل و بىحضور گرديد و چون بخدمت رسول ايزد بيچون آمد آن حضرت دست مبارك خود بر آن ماليد چشم او صحيح گرديد چنانچه اصلا آن چشم متميّز از چشم ديگر نشدى اى يهودى اين همه دلالت بر نبوّت و رسالت آن حضرت دارد .
يهودى گفت :
يا على قوم نصارى را گمان چنان است كه حضرت عيسى عليه التحية و الثناء احياء موتى باذن واجب تبارك و تعالى نمود . امير المؤمنين على عليه السّلام گفت :
يا يهودى آن امر چنان بود اما حضرت محمد رسول واحد معبود در يك وقت در حضور اصحاب نه عدد سنگ كوچك در كف دست خويش نگاهداشت