الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٧ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
يا على حضرت واجب تعالى براى اين داود نبى عليه سلام الله الغنى آهن را نرم گردانيد تا آنكه از آن زره و جوشن ساختى و بعساكر نصرت مأثر خود پوشانيده بغزا و جهاد كفره و اهل عناد پرداختى آيا براى محمد اين قوت و قدرت بود ؟ امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : كه مقدّمه ء لينت حديد در دست داود نبى ايزد مجيد مشهور است اما خداى عزّ و جل بحضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اعطاى از آن افضل بظهور آورد زيرا كه ربّ غفور سنگ بغايت صلب صخور را در دست نبى المشكور نرم گردانيد و مادر هنگامى كه از روى استدعا و التماس در تحت رايت نبى الجان و الناس بوديم ديدم كه صخره به بيت المقدس در تحت دست آن رسول ايزد تعالى و تقدس بغايت نرم و املس بود چنانچه مثل خمير گرديد . يهودى گفت :
يا على داود نبى در جبال از خوف عذاب و نكال ايزد متعال بالغدو و الآصال چندان گريست كه چون اراده ء ارتحال و انتقال نمود آن كوهها برفاقت آن نبى لا يزال ساير شدند از خوف آن جبال را بواسطه ء آن نبى متعال بهم رسيد امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
اى يهودى درين مقال هيچ گونه قيل و قال نيست اما آنچه عز و جل بمحمد خاتم الرسل اعطا و احسان نمود از آن بسيار ازيد و افضل بود زيرا كه آن خلاصه ء دودمان ، عبد المطلب چون اقامت بنماز شب نمودى از خوف حضرت رحيم الرؤف از سينه و جوف ايشان صوت مثل آواز ديگ مسين مملو از آب كه بر بالاى آتش افروخته باشد در جوش و غليان بود ظاهر و مسموع مىشد چنانچه كسى كه نزديك آن رسول ايزد سبحان بودى شنيدى و اين