الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٠ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
است و سارق من فلان يهودى است بعد از آن رسول ايزد سبحان موافق حكم حضرت واجب الوجود بايشان امر نمود يهودى گفت :
يا على ، اين ابراهيم عليه السّلام پيغمبر حضرت ايزد داور بود خداى تعالى او را آگاه گردانيد بمعرفت و شناخت خود بدلايل و براهين اقوال و غروب و طلوع و هبوط شمس و قمر و نجوم ديگر كه از آن استدلال بوجود حضرت واجب الوجود و وسيله ء ايمان ايشان همان بود امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : يا يهودى آنچه در باب حضرت ابراهيم خليل عليه التهليل و التسليم نقل كردى چنان بود ، اما حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از حضرت ايزد عالم افضل از آنچه ابراهيم ( ع ) بآن متيقظ و مكرم گرديد مشرف و ممتاز و مكرم و سرفراز شد زيرا كه تيقظ ابراهيم خليل رب العالمين در وقت وقوع يافت كه اوايل خمس عشر سنين بود و حضرت سيد المرسلين محمد ( ص ) در اوقات كه در سن سبع سنين بود تجار از نصارى با امتعه بسيار بمكه معظمه آمده كه در ما بين صفا و مروه نزول نمودند روزى آن سرور را مرور عبور بر آن گذر واقع شد چون چشم نصارى بر جمال جهان آراى آن شفيع الورى افتاد نظر بسيار بسيار بر آن بزرگوار نمودند ، آن حضرت را بصفت و نعت كه در انجيل حضرت مسيح بن مريم عليه السّلام خوانده بودند شناخت و به خبر مبعث و آيات و علامات آن سيد البريات را بيان كردند و گفتند :
يا غلام نام تو چيست ؟
آن مصطفى حضرت واحد گفت : نامم محمد است .
گفتند : نام پدر شما چيست ؟