الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
نمودند بترس آنكه مبادا از ايشان چيزى پرسد كه از عهده ء جواب آن بيرون نتوانند آمد ، و لهذا اصلا متوجه سخنان او نشدند صم بكم گشتند ، حضرت اسد الله غالب امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليه السّلام چون حال بدان منوال ملاحظه و مشاهده نمود گفت : نعم يا يهودى ، حضرت واهب العطايا هر درجه ء علم و حال كه به هر نبى اعطا نمود و رتبه ء فضل و كمال كه بهر رسول احسان فرمود همگى آنها را از براى پيغمبر ما محمد مصطفى جمع كرد بلكه براى آن حضرت زياده بر آن مقرر فرمود اضعاف مضاعفه . يهودى گفت : آيا تو جواب اسئله ء من خواهى گفت ؟
حضرت ولى الله ايزد اكرم گفت : نعم براى تو امروز از فضائل و كمالات حضرت رسول الله ( ص ) سخنان چند بيان نمايم كه سبب قرت عين مؤمن و وسيله ء بهجت و سرور مسلمين و باعث ذلت جماعت مشركين گردد و حضرت سيد البشر هر گاه ذكر فضيلت براى نفس اقدس خود مىنمود ميفرمود كه اگر چه اين امر براى من مثبت و مقرر است ليكن مرا فخر بآن نيست ، آنگاه گفت من براى تو ذكر فضايل آن حضرت نمايم كه از آن نقص و ضرر بانبياء ايزد اكبر نرسد لكن از آن احسان و تفضل بحضرت خاتم الرسل از حضرت عز و جل موجب مزيد شكر ايزد لم يزل است زيرا كه آنچه حضرت واهب العطيه آنچه بمحمد نبى الرحمه احسان و شفقت نمود مثل احسان و اعطائيست كه بتمامى انبياء و رسل خود مرحمت فرمود و زياده بر آن تفضيل رسول آخر الزمان است بر تمامى انبياء و رسولان .
يهودى گفت : يا على الحال من سؤال مينمايم شما مستعد جواب شويد