الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢٠ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
حضرت رب العزت بنهايت رساند و بعد از فناء همه ذات او فردا وحيدا بماند آن مرد گفت :
يا على تو پيغمبرى ؟ آن حضرت گفت : ويلك من مگر بنده ام از بندهاى - حضرت محمد النبى العربى الابطحى صلَّى الله عليه و آله .
ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود ، كه آن كس قرائت كتب آسمانى و صحف در معجزات نبى عدنانى - و بسيارى از فضائل آن رسول سبحانى خوانده بود ، حضرت امام الاكرام موسى بن جعفر الكاظم ( ع ) از پدر بزرگوار و آن امام الابرار و الاخيار از آباى عظام و اجداد كرام از حسين بن على عليهم السّلام روايت كردند كه بيهودى از يهودان شام و از احبار آن طايفه عاقبت وخام كه باعتقاد آن جمعى لئام در علم كامل و تمام بود و قرائت كتب تورية و انجيل و زبور و صحف انبياء ( ع ) نمود و دلايل و براهين ايشان را عالم و عارف و شاهد و واقف بود به مجلس كه اكثر اصحاب رسالتمآب و حضرت ولايتمآب امير المؤمنين و ابن عباس و ابو سعيد الجهنى در آن محضر حاضر بودند درآمد و گفت اى امت محمد پيغمبر شما هيچ درجه ء كرامة و مرتبه ء فضيلت براى هيچ نبى و رسول باقى نگذاشت و هر رتبه فضل و حال مرتبه معرفت و كمال كه حضرت ايزد ذو الجلال براى همه انبياء و رسل كه صاحب معرفت و حال بودند حاصل بود تمامى آن مراتب كمال را ضبط نمود آيا اگر من از شما مسأله ء چند سؤال نمايم از عهده ء جواب من بيرون مىآئيد ؟
قوم از استماع سخنان يهودى از او اجتناب و نفرت و اظهار كراهيت