الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٨ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
تدبير ايشان نيست ، اى يهودى من ترا مطلع و مخبر گردانم بآنچه در كتاب پيغمبر شما مذكور است و شاهد صادق و دليل مصدق ذكر و بيان تست بر آنچه من بواسطه تو بيان و عيان كردم اگر من حقايق آن را كما ينبغى و يليق بر تو روشن و تحقيق نمايم ايمان بحضرت واجب الوجود آرى اقرار به نبوت حضرت نبى المحمود نمائى ؟
گفت : بلى . حضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت : آيا شما طائفه يهود در بعض كتب خود نخوانديد كه موسى بن عمران روزى با بعضى از خواص اصحاب نشسته بود كه ناگاه فرشته از مشرق آمد و بر موسى ( ع ) سلام كرد ، آن رسول خداى مجيد از آن ملك پرسيد كه از كجا آمدى ؟ گفت از نزد خداى ايزد پس از آن فرشته ء ديگر از مغرب بنزد آن پيغمبر ايزد واهب آمد آن حضرت از او استعلام نمود كه از كجا آمدى ؟
ملك گفت : از نزد حضرت خداى عالم ميرسم بعد از آن فرشته ء ديگر به خدمت آن پيغمبر حاضر شد ، موسى كليم الله عليه التحية و التسليم - از او استفهام نمود كه از كجا آمدى گفت از آسمان هفتم از نزد خداى عالم بعد از ساعتى ديگر ملك آخر در پيش آن رسول خداى حاضر آمد موسى ( ع ) از او پرسيد كه از كجا آمدى ؟
ملك گفت : از زمين هفتم از نزد حضرت واجب الوجود آمدم ، چون موسى ( ع ) اين سخنان از آن ملائك حضرت خداى ديان شنيد گفت :
سبحان الله منزه خداى منان كه هيچ مكان از او خالى و مكان بر و محتوى و اقرب از مكان ديگر نيست ، يهودى چون اين كلام صدق التيام از حضرت ولى