الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٠ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
رفيعه دين و اخلاق شريعة آئين باشند و بعد از فطرت و ايجاد ايشان معلوم نمود كه خلايق بر منهج مراد حضرت خالق نميباشند الا آنكه ايشان را عارف و آگاه گرداند به آنچه براى ايشان از جزاء اطاعت و ارتكاب معصيت در آخرت مقرر و معين است ، لهذا اعلان ايشان نمود ، و چون تعريف و اعلام به غير امر و نهى مشتمل بر وعد و وعيد كه بدون ترهيب و ترغيب ميسر نيست چه ترغيب در مشتهيات نفس و دواعى هر كس است از نعيم جنان و ترهيب و عيد نيست الا بضد آن از عقوبات نيران بعد از آن حضرت قادر سبحان در دار و ملك خود خلق انسان نمود و طرف از مستلذات خود را در نظر ايشان جلوه گر فرمود تا مستدل گردند از ملاحظه و مشاهده ء لذات فانيه عاجله و جهان بآنچه بعد از ممات ايشان معد و مهيا است از لذات خالصه چنان مشوب بألم و مطوى بغم و هم نيست ، چه آن اصلا ميسر و ممكن نيست الا در جنت و نيز در دار دنيا طرف از آلام را مرئى و مشاهده ايشان گردانيد تا از آن مستدل گردند بآنچه در سرانجام مهام ايشان مقرر است از شدايد و آلام كه مشوب بلذة نيست و آن مقرر و معين است در نار نيران ، پس از واسطه همين نعيم دنيا مخلوط بمحن و آلام و سرورش ممزوج بكدورات ما لا كلام و غموم بيحد و انجام است .
مروى و منقول است كه : يكى از بلغاى زمان بر جاحظ اين حديث مشتمل بر لطايف غريبه و محتوى بر نكات بديعه را بر حكايت و حديث نمود او گفت :
سبحان الله تمامى آنچه كلام و سخنان كه اهل علم و عرفان بلكه