الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٩ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
امت خبر ده كه چرا شما به سعادت و اقبال امر خلافت باين جماعت گذاشته به گوشه ء انزوا منزوى گشته ايد ؟ حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بنوعى كه مقتضى وقت ميدانست او را مجاب گردانيد ، راهب مال را بالتمام تسليم حضرت امير ولايتمآب نمود ، آن حضرت از مسجد حضرت نبى الرحمه بيرون رفت تا آن مال را كما ينبغى و يليق بر مساكين مدينه نبى الشفيق و بر محاويج ايشان صرف و تفريق فرمود ، پس آنگاه آن ولى الله متوجه دولت سراى خودش روان راهب مسلمان با سر - مايه ء اسلام و منافع ايمان روانه ولايت و مكان خود گرديد مصراع .
< شعر > زهى سعادت دنيا و دين زهى توفيق < / شعر > مروى و منقول است كه جمعى از مستسعدين مجلس بهشت قرين ارم تزيين حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بسمع اشرف اقدس آن امام الثقلين و امام المتقين رسانيدند كه جمعى از اصحاب از روى شك و ارتياب شروع در سخنان بلكه در محافل و مجالس بيان تعديل و تجويز نسبت بحضرت رب سميع بصير مينمايند يعنى بعضى حضرت مهيمن قادر را عادل و بعضى جائر دانند و سخنان دور از عقل و شرع بر حضرت خاتم الرسل بر زبان رانند چون اين نوع سخنان بىبنيان بسمع شريف آن امام الانس و الجان رسيد از محل و مقام بيرون آمد و به بالاى منبر برآمد و حمد و شكر خداى اكبر و تحيت و ثناى حضرت پيغمبر فرمود ، و گفت :
اى معشر مردمان چون خداى تبارك و تعالى خلق خلايق نمود اراده و مشيت ايزد داور بر آن مقرر گشت كه همگى و تمامى ايشان بر آداب