الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٨ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
كه * ( وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * ، و آنچه سؤال كردى كه چيست آن چيزى كه واجب الوجود عالم علم بآن ندارد ، و از معلومات خالق الموجودات نيست ، و علمش بآن چيز محيط و محتوى نگشته ؟
بدرستى كه حضرت خداى عالم بيقين عالم بشريك خود در ملك خود نيست .
في الفور ، راهب از جاى برجست و به پاى آن حضرت افتاد زنار پاره كرده و ميان هر دو چشم آن ولى خداى مجيد را بوسيد و از روى صدق و اخلاص مسلمان و مؤمن خاص شده گفت :
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد انك انت الخليفه ، و امين هذه الامة :
يعنى گواهى ميدهم كه نيست خداى الا يكى ، و محمد رسول خدا و توئى خليفه رسول الله و ولى امين حضرت رب العالمين براى امت - و معدن دين و حكمت و منبع عين حجت واهب بيمنت توئى يا مولا جواب سؤال خود شنيدم و بمطلب و مقصد خود رسيدم .
اى سيد سرور نام تو در تورات موسى اليا و در انجيل عيسى ايليا ، و در قرآن محمد ( ص ) على و در كتب سابقين انبياء و مرسلين حيدر شنيدم ، و تو را اى ولى حضرت خداى غنى بعد از نبى ايزد تعالى وصى او و از براى امت آن حضرت خليفه اولى و احق و بمسند امامت ترا از جميع بريت سزاوارتر و اليق يافتم يا وصى سيد البشر مرا از حقيقت احوال خير المآل خود و اين