الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٨ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
محكم است ، و تركيب آن به چه غايت اتقن و احكم است ؟ و به چه نوع خلق سميع ، بصير و تسويه عظم و پيكر بواسطه آن مخلوق اصغر ثابت و مقرر كرد ، بايد كه نظر بسوى نمله و صغر جثه و لطافت هيئت و خوبى خلقت او نمايند كه مدرك بادراكات بصر و مستدرك بعيفات فكر نگردد ، نظر كنيد كه چگونه بزمين حركت و سعى بواسطه روزى خود مينمايند و نقل حبات به جحر و مستقر خود نموده و جمع ميفرمايد و در ايام گرما فكر رزق ايام سرماى خود مىكند و در ورود آن بسينه و سعى و حركت بواسطه كفالت رزق هميشه مرزوق است و بر وفق آن منتعش و شادمانند و حضرت واهب منان از حال ايشان غافل نيست ، بلكه كفيل ديان ايشان را محروم نساخته متكفل روزى ايشان است اگر چه نمله در ميان سنگ خشك املس يا در جوف حجر سخت جامس باشد و اگر تو اى بنى آدم فكر از روى عقل و تدبّر در مجارى اكل و در علو و سفل پيكر و عضو هر محل آن نمائى و قصور آنچه در جوف آن اصغر حيوان از شراسيف و اضلاع شكم آن نمله و آنچه حضرت رب العالمين در سر ايجاد نمود از عينين و اذنين تعقل نمائى هر آينه حكم بتعجّب خلقت و حيرت در فطرت آن فرمائى و اگر اراده ء بيان صنعت آن نمائى متحمل مشقت و تعجب بسيار گردى ، بلكه كما ينبغى و يليق قادر بر وصف آن نگردى فتعال الله بلند مرتبه خالقى عالم كه آن را اقامت بر قوايم و بناى وجود آن نمله را بر دعايم او گردانيد ، يعنى حركت و سير نمله با آن پايهاى ضعيف و كوچك و دعايم يعنى با بنيان به غايت نحيف مورچها را حضرت تبارك و تعالى آنقدر قدرت اعطا نمود كه نقل حبات بمقر و مستقر خود مينمايند و به جهت ذخيره روزى زمستان خود در ايام تابستان